سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/15:: 7:47 عصر

http://s9.picofile.com/file/8273541650/nmg767cx.JPG

تبلت با کودک چه می کند؟ (2)

در یادداشت پیشین به آسیب هایی پرداختیم که کودک معتاد به تبلت دچارشان می شود و گفتیم پرش به بزرگسالی، پرخاشگری و درون گرایی بیش از اندازه از جمله مهم ترین آسیب ها هستند. در این یادداشت سه مورد دیگر از این ضررها را مطرح می کنیم:

1- افت درسی

این مورد شاخص ترین و مهم ترین آسیبی است که بلای جان کودک معتاد به تبلت می شود. در گذشته کودکان پس از ساعتی بازی در کوچه خسته می شدند و با بازگشت به خانه سراغ درس و مشقشان می رفتند اما تبلت به گونه ای است که کودک ساعت ها با آن بازی می کند و ذره ای احساس خستگی نمی کند. همچنین تنوع بازی ها و امکانات تبلت باعث می شود که کودک توانایی تمرکزش را از دست بدهد. کودکی که طی یک ساعت چندین بار بازی مورد نظرش را عوض می کند نمی تواند هنگام درس، مدتی طولانی به یک مطلب بپردازد. 

2- گوژپشت کوچک 

چندی پیش نشریه ی انگلیسی دیلی میل تصاویر نوجوانانی را منتشر کرد که به دلیل استفاده بیش از اندازه از تبلت و موبایل گوژپشت شده بودند! این را اضافه کنید به آسیب های جسمی دیگری همچون ضعف بینایی، افزایش وزن، کمر درد و درد مفاصل. در واقع بیماری هایی که در پیری باید به سراغ یک نفر بیایند در نوجوانی او را مبتلا می کنند. حال فکر کنید کسی که از نوجوانی دچار درد مفاصل شده در پیری چه وضعیتی خواهد داشت. این بیماران کوچک طبیعتا برای درمان ناچار خواهند بود که به سراغ دارو بروند که این امر عوارض خاص خودش را در پی دارد.

3-ارزش های وارونه

کافیست نگاهی به تعداد فالوئرهای پیج های گوناگون اینستاگرام بیندازیم تا از عمق فاجعه آگاه شویم. پیج های اندیشمندان و شخصیت های بزرگ، خلوت و بی رونق اما پیج افرادی که هیچ گلی به سر جامعه نزدند به صورت میلیونی فالوئر و هوادار دارند. این پدیده تاسف برانگیز بیانگر ارزشمند شدن چیزهای بی ارزش و به حاشیه رفتن امور گران سنگ است. نوجوانان نیز به آسانی از چنین وضعیتی تاثیر می پذیرند و به جای اینکه موفقیت را در دانش و مهارت و تلاش جست و جو کنند به سوی انجام کارهای لوده و فالوئر جمع کردن می روند.

چه باید کرد؟

بیان این آسیب ها به این معنا نیست که همین امروز تبلت را از دست کودک بگیریم چون با توجه به وابستگی او به این ابزار چنین کاری مایه ی اختلافات خانوادگی خواهد شد بنابراین بهترین کار مدیریت استفاده از تبلت است. والدین محترم باید در این زمینه به مطالعه بپردازند و روش های درست این کار را بیاموزند.        

محمد حمله دار


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، تبلت

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/15:: 6:25 عصر

http://s9.picofile.com/file/8273541650/nmg767cx.JPG

تبلت با کودک چه می کند؟ (1)

 

اگر دیروز اسباب بازی محبوب پسران تفنگ و دختران عروسک بوده، امروز دیگر آنگونه نیست و شاهد به سر آمدن آن دوران هستیم. امروزه تبلت گل سرسبد وسایل و اسباب بازی های کودکان است. هنگامی که کودک تبلت را در دست می گیرد درواقع این تبلت است که کودک را در دست گرفته، چون تاثیراتی که این ابزار بر ذهن کودک دارد به اندازه ای است که به راستی باید احساس خطر کرد. در ادامه به 3 مورد از این ناهنجاری ها خواهیم پرداخت که کودکان تبلتی(!) دچار آن می شوند:

1- پرش به بزرگسالی

کودکی که با ارمغان های تبلت یعنی شبکه های اجتماعی و بازی ها وقت می گذراند با محتواهایی روبه رو می شود که روند طبیعی رشد ذهنش را به هم ریخته و با سرعت او را به سوی بزرگسالی می برد. در واقع کودک به جای اینکه با افزایش سنش به آرامی پا به دنیای بزرگسالان بگذارد، از میانبری به نام تبلت استفاده می کند و این راه چند ساله را چه بسا در چند ماه طی کند. نتیجه آشنایی زود هنگام کودک با مسائل بزرگسالان استرس، افسردگی و دیگر آسیب های روانی و حتی جسمی خواهد بود.

2- پرخاشگری      

  بی گمان دنیای تبلت چنان جذاب است که هر چیزی که کودک را از آن جدا می کند مایه ی خشمش خواهد بود. گاهی کودک آنقدر غرق تبلت میشود که حتی تاب عواملی که تمرکزش را به هم می زنند نیز ندارد و همین امور زمینه ی پرخاشگر شدن کودک را فراهم می کنند. افزون بر این موارد، دیدن صحنه های خشن نیز زمینه عادی شمردن خشونت توسط کودک را فراهم می کند. یعنی کودک یا نوجوانی که تا دیروز برخورد خشونت آمیز با دیگران را یک کار ناپسند و حتی جرم می دانست امروز با دیدن کلیپ های گوناگون- از فیلم های اکشن گرفته تا نمونه های واقعی ترش همچون جنایات داعش- به چنین رفتارهایی تمایل پیدا می کند.

3- درون گرایی بیش از اندازه

  دنیای تبلت چنان متنوع است که کودک حس می کند ارتباط با آن باعث بی نیازی او از ارتباط با دیگران می شود. تبلت، علاقه مندی های کودک را جهت دار و مشخص می کند سپس همان ها را در اختیارش قرار می دهد. کودک بی نوا در این میان قربانی همین نقشه شوم می شود و حس می کند هرآنچه را می خواهد دارد برای همین کمتر به سراغ بازی با همسالان و صحبت با بزرگترها می رود. چنین وضعیتی منجر به این می شود که کودک بیشترین وقتش را در گوشه ای بنشیند و با تبلتش سرگرم باشد. این جاست که کنش ها و واکنش های درست اجتماعی و روابط عمومی را یاد نمی گیرد و به آرامی تبدیل به فردی نصیحت ناپذیر و یک دنده می گردد.

در یادداشت های بعدی به 3 مورد دیگر از این آسیب ها خواهیم پرداخت.

محمد حمله دار


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، تبلت

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/15:: 5:37 عصر

http://s8.picofile.com/file/8273536684/gh656tf4euu.JPG

موفق ها از کودکی آغاز کرده بودند

مایکل جکسون در7 سالگی همراه با برادرانش کنسرت اجرا می کرد. کیمیا علیزاده در 18 سالگی مدال برتر جهان را در رشته ی تکواندو بدست آورد. محمدعلی کلی از  12 سالگی مشت زنی را آغاز کرد. سارا خادم الشریعه در16 سالگی مقام «استاد بزرگ شطرنج جهان» را از آن خود کرد.اگر بخواهیم این لیست را ادامه دهیم میتوان ده ها مورد دیگر را عنوان کرد. همه اینها ثابت می کنند که موفق ها از کودکی آغاز کرده بودند. بسیاری از کسانی که به جایی رسیده اند و موفقیت های کشوری یا جهانی را به نام خود زده اند از همان سال های کودکی وارد رشته شان شدند و با تمرکز چندین ساله بر آن توانسته اند که در بزرگسالی، جوانی و حتی نوجوانی به موفقیت های چشمگیر برسند.

در واقع رسیدن به جایگاهی منحصربه فرد در یک رشته نیاز به تمرکزی چند ساله بر آن رشته دارد و قطعا بهترین دوره ی عمر برای صرف این چند سال، کودکی است چرا که در بزرگسالی نه وقت و نه توان انسان به او اجازه چنین کاری می دهد. همچنین کودکی که تصمیم می گیرد وارد یک رشته شود معمولا از پشتیبانی اطرافیان بهره مند می شود، درحالی که بزرگسالان از چنین امتیازی بی بهره اند و ناچار می شوند که به تنهایی در این راه گام بردارند. این جاست که خانواده ها باید با توجه به این نکته برای کشف استعدادهای فرزندانشان تلاش کنند و زمینه فعالیت آنها را فراهم کنند.

محمد حمله دار


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/7:: 1:21 عصر

http://s8.picofile.com/file/8272509634/62868_188732_1390890876.jpg

چرا زبان فارسی ارزشمند است؟

با بررسی زبان های زنده دنیا به این نتیجه می رسیم که هر یک از آنها بر پایه عللی گسترش یافته اند و با گذشت زمان از بین نرفته اند. زبان فارسی نیز از جمله کهن ترین و ارزشمندترین زبان های دنیاست. با بررسی این زبان در می یابیم که یکی از دلایل گران مایگی آن گنجینه ادبی اش می باشد. ایران همواره کشوری پیشتاز در ادبیات بوده است. آثار ادبی برجای مانده جزو گران سنگ ترین آثار ادبی جهان اند و ادبیان بزرگ کشورهای گوناگون این نکته را مطرح و تایید کرده اند.

فهم همین گنجینه ادبی از دیگر دلایل ارزش زبان فارسی است. امروزه ما با خواندن شاهنامه فردوسی که هزار سال پیش سروده شده به آسانی معنای آن را در می یابیم و نیاز به ترجمه یا مراجعه به فرهنگ واژگان جز در موارد اندک نمی یابیم. اشعار مولانا، حافظ، سعدی و... صدها سال پیش به زبانی سروده شده اند که ما امروز به همان زبان و واژگان سخن می گوییم و همین ماندگاری واژگان، نشانگر استواری زبان است.

از بین نرفتن زبان فارسی پس از حمله اعراب نیز دلیل و مهر تایید دیگری بر این ارزش است. کشورهایی همچون مصر و... که امروزه عرب زبان به شمار می روند تا پیش از حمله اعراب، زبان و فرهنگ مستقلی داشتند اما پس از شکست در برابر اعراب، هویتشان یکسره دگرگون شد اما ایران و ایرانیان به این بلا دچار نشدند. هرچند اعراب برای نابودی زبان فارسی همه تلاششان را کردند و پس از چیره شدن بر ایران تا دویست سال نامه نگاری و کتاب نوشتن به فارسی را ممنوع کردند اما پایداری ادیبان ایران زمین به ویژه حکیم فردوسی بزرگ در سده های پسین این زبان را نیک زنده کرد.

در پایان باید دانست که ادامه زندگی و پویایی زبان این مرز پرگهر وابسته به خواندن آن گنجینه های ادبی و زدودن واژه های بیگانه از سخنان روزمره مان است.

محمد حمله دار

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/7:: 12:59 عصر

 

http://s8.picofile.com/file/8272506992/5355557%D8%B8%D8%B5.JPG

کانون های پرورش فکری و تربیت نوجوانانی کاربلد

 

بهترین و لازم ترین کاری که یک نوجوان باید در اوقات فراغتش انجام دهد بهره گیری از این فرصت برای مهارت آموزی است. مهارت هایی که چه بسا در آینده ای نه چندان دور بیش از درس به کارش آیند.

خوشبختانه در کشورما فضاهایی همچون پایگاه‌هایی بسیج، کانون های مساجد، کارگاه های فنی و حرفه ای و کانون‌های پرورش فکری کودکان و نوجوانان این امکان را برای نوجوانان فراهم کرده‌اند که در محیطی آسان و ارزان مهارتی را بیاموزند و در همان محیط، آن را به نمایش بگذارند.

در این میان کانون‌ پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان با سابقه‌ترین ارگانی که در این زمینه فعالیت می‌کند جایگاه ویژه‌ای دارد و حذف نشدن آن طی ده‌ها سال نشان از همین ویژه بودن دارد.

عضویت در کانون و بهره‌مندی از فضای آن تقریبا رایگان است و این امر به ویژه برای نوجوانان مناطق محروم اهمیت به سزایی دارد. برگزاری کلاس‌های آموزشی بدون دریافت هزینه از شرکت‌کنندگان امتیاز بزرگی است که یک نوجوان و خانواده‌اش را از پرداخت شهریه‌های گزاف معاف می‌کند.

فراهم بودن فضای ارتباط با استاد و بهره‌مندی از راهنمایی‌های او، دوره‌های کانون را نتیجه‌بخش‌تر و کاراتر می‌کند چرا که تدریس یک استاد هر اندازه که خوب باشد هیچ چیز جای ارتباط همیشگی او با شاگرد را نمی‌گیرد. امروزه بسیاری از دوره‌ها و رشته‌ها تنها در سایه ارتباط با استاد، امکان پیشرفت کارآموز را فراهم می‌کنند چرا که تئوری‌های آموزشی‌شان به آسانی در اینترنت قابل دسترسی هستند.

مسئولان کانون‌های‌ پرورش فکری ضمن آنکه باید قدردان چنین فضایی باشند لازم است که برای بردن بیشترین بهره از این فضا، چند نکته را مورد توجه قرار دهند.

نخستین اشکالی که به کانون‌های‌ پرورش فکری وارد است ضعف تبلیغاتی است. گویا دولتی بودن این کانون‌ها و داشتن بودجه و دستورالعمل روشن، مسئولان آنها را از تبلیغات بی نیاز کرده است حال آنکه این امر سبب شده بسیاری از نوجوان از کانون، چیزی جز یک نام نشنیده باشند.

تبلیغات محیطی در مدارس و سطح شهر کمترین کاری است که مسئولان کانون‌ها باید در پی آن باشند تا زمینه آشنایی و جذب بهتر نوجوانان را ایجاد کنند. افزون بر آن، امکان استفاده از فضای مجازی و تلویزیون نیز به آسانی در اختیار کانون‌ها قرار دارد و با توجه به گستردگی مخاطبان این دو رسانه، تبلیغات در آنها قطعا کارساز خواهد بود.

دوم لزوم توجه کانون‌ها به برگزاری دوره‌های آموزشی مفید و کاربردی است. دوره‌هایی همچون سفال‌گری هرچند در پرورش خلاقیت نوجوانان موثرند اما تاثیری بر آینده شغلی او ندارند بنابراین دست‌اندرکاران آموزشی کانون‌ها باید دوره‌های کامپیوتری، رسانه‌ای، هنری و ادبی را با جدیت بیشتری دنبال کنند.

آنچه امروز تبدیل به گفتمان عمومی کشور شده این است که دانش‌آموزان، طی کردن مراحل تحصیلی در دانشگاه و سپس استخدام در ادارات را تنها گزینه پیش روی خود در زندگی ندانند و بیشتر در پی یادگیری مهارت‌های گوناگون باشند تا زمینه شغلی مناسب‌تر وسریعتری برایشان فراهم شود. مسلم است که کانون‌های پرورش فکری جایگاه مهمی در زمینه تحقق و عملی شدن این گفتمان دارند.

سومین نکته‌ای که می‌تواند عامل پیشرفت کانون‌ها باشد ارتباط با کانون‌های مساجد است تا امکان بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و امکانات همدیگر فراهم شود و بدین وسیله زمینه رشد هر دو نهاد فراهم شود. در واقع ای کاش همه نهادهایی که با نوجوانان در ارتباطند یعنی  بسیج محلات، بسیج دانش‌آموزی، کانون‌های مساجد و کانون‌های پرورش فکری زیر یک چتر آمده و در قالبی متمرکز فعالیت می‌کردند اما فعلا که چنین چیزی در سطح کلان رخ نداده خوب است که مسئولان هر یک از آنها به شکل خودجوش در پی همکاری با دیگر نهادهای همسو باشند و گامی برای تحقق اهداف مشترکشان بردارند.

و نکته پایانی که شاید مهمتر از دیگر نکات باشد این است که مسئولان کانون‌ها تنها به برگزاری دوره‌ها و آماده نگه داشتن محیط کانون برای پذیرایی از نوجوانان بسنده نکنند و حتما در پی خروجی گرفتن از این فعالیت‌ها باشند. به بیانی دیگر رصد رشد تک تک نوجوانان در فضای کانون امر مهمی است که به عهده مسئول کانون قرار دارد.

محمد حمله دار

 

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/7:: 12:55 عصر

 

http://s9.picofile.com/file/8272506418/4657%DB%8C%DB%8C7774.jpg

 

خانواده های قاتل/ نگاهی به روند رو به افزایش خودکشی نوجوانان

 

خودکشی نوجوانان بیش از آنکه دلایل فردی داشته باشد دلایل اجتماعی دارد به همین خاطر نخست نگاهی گذرا به دلایل فردی آن می اندازیم سپس با تفصیل بیشتری به سراغ عوامل اجتماعی این پدیده می رویم.

آفتی که گریبان بسیاری از نوجوانان را گرفته، زندگی تک بعدی است. یعنی نوجوان همه زندگی خود را در گرو یک امر مثلا درس یا دوستی یا هر چیز دیگری می بیند و در نتیجه اگر در آن شکست بخورد احساس به آخر خط رسیدن می کند. اینکه همه زندگی و برنامه های نوجوان منحصر در یک کار شود خطر به پوچی رسیدن ناشی از شکست در آن کار زیاد می شود در نتیجه نوجوان باید برای خود مشغولیت های گوناگون ایجاد کند و با یک اولویت بندی، برای همه آن ها کارها وقت بگذارد و اهمیت قایل شود. این کار باعث می شود که احتمال موفق شدن او زیادتر و رنج شکست خوردنش کمتر شود. یعنی چون چندین کار برای انجام دارد احتمال موفقیت در هر یک از کارها برای او پیش بینی می شود و از سویی دیگر اگر در یکی از برنامه ها شکست بخورد راه های دیگر را جلوی خود باز می بیند و به خود اجازه تجربه کردن فرصت های گوناگون را می دهد.

تک بعدی بودن سبب می شود نوجوان در صورت شکست یا به راه حل نرسیدن احساس بیچارگی کند و در نتیجه چاره خود را تنها در پایان دادن به زندگی خود ببیند.

اما از نگاه اجتماعی مهم ترین نهادی که می تواند عامل ایجاد خودکشی یا پیشگیری از آن باشد نهاد خانواده است. گاهی خانواده ها نیز دچار آفت تک بعدی گری می شوند و با یک مطلق گرایی غیر اندیشمندانه،  موفقیت فرزندشان را صرفا در گرو یک امر همچون درس می بینند. این امر باعث می شود بر نوجوانشان فشاری غیر اصولی بیاورند و همین کار نوجوان را به نقطه ای می رساند که حس می کند دیگر راهی برایش باقی نمانده است.

در واقع اگر خانواده ها به اهمیت چند بعدی کردن زندگی نوجوان پی ببرند، زمینه شکوفایی استعدادها را برای او فراهم می کنند و او را در راه تجربه کردن کارهای گوناگون و یافتن علاقه مندی ها یاری می کنند.

اشکال بزرگی که به بسیاری از پدرها و مادرها وارد است مهارت نداشتن در امر تربیت فرزند است. بی مطالعگی در این زمینه باعث می شود به جای استفاده از شیوه های درست تربیتی همواره او را مورد تحقیر، توهین، سرزنش و تربیت بدنی قرار دهند که این رفتارها مایه افسردگی، فرار از خانه و در بدترین حالت خودکشی نوجوان می شوند.

والدینی که مهارت تربیت فرزند ندارند با مشکل بزرگ «درک نکردن»  فرزند رو به رو می شود به همین دلیل بسیاری از خانواده ها نسبت به علت خودکشی فرزندشان اظهار بی اطلاعی می کنند و اصطلاحا می گویند «این بچه چیزیش نبود»؛ در اینجا مشکل آن بچه دقیقا همین بی اطلاعی و درک نشدن توسط خانواده اش بود.

مسئله دیگری که در ارتباط با خانواده ها می توان به آن اشاره کرد. تربیت نادرست دینی است. بسیاری از والدین تربیت دینی را به معنای مجبور کردن فرزند به نماز و روزه می دانند و از بیشترین خشونت در این راه استفاده می کنند درحالی که چنین رفتارهایی جز ایجاد تنفر از گزاره های دینی در فرزند ندارند.

والدینی که اخلاق محوری و معادباوری را در رفتار و نه گفتار خود به نوجوان بیاموزند می توانند در زمره کسانی باشند که در این زمینه موفق عمل کرده اند.

و اما آموزش و پرورش. این وزارت خانه به جای اینکه یاوری برای حل این مسئله باشد خود تبدیل به مسئله شده است. این مطلب را خودکشی دانش آموزانی ثابت می کند که علت کار خود را تجدید شدن در درس ها بیان کرده اند. در واقع باید دید که چرا سیستم آموزشی کشور به اندازه ای ترسناک است که مردود شدن در درسی، دانش آموز را آنقدر آزار می دهد که او را به خودکشی وا می دارد.

دلیل این است که آموزش و پرورش، بخش پرورش خود را تا اندازه زیادی رها کرده و صرفا بر آموزش آن هم از نوع بیهوده تکیه کرده است. آموزش مهارت های زندگی به جای اینکه گفتمان همگانی و جو غالب دوره 12 ساله تحصیلی باشد تبدیل به یکی دو درس مختصر و حاشیه ای شده که طبیعتا دانش آموز جز پاس کردن و گرفتن نمره شان هدف دیگری در سر نمی پروراند.

اگر نگاهی به سیستم آموزشی کشورهایی همچون ژاپن بیندازیم و جایگاه آموزش مهارت های زندگی را در آنجا بررسی کنیم تازه به عمق فاجعه پی برده و متوجه می شویم که چقدر در این زمینه عقبیم. چنین وضعیتی مسئولیت مدارس را سنگین می کند و باید آن ها را به آن وا دارد که منتظر بخش نامه و ابلاغیه نباشند و خودشان دست به کار شوند. خوشبختانه دست مدیران مدارس در برگزاری جلسات و همایش ها باز است و می توانند دوره های آموزشی گوناگونی هم برای دانش آموزان و هم برای والدین و معلمان بگذارند. اگر مدارس دست به چنین اقدامی بزنند هم باری از دوش آموزش و پرورش برداشته اند و هم کمک بزرگی به سلامت روانی نوجوانان این کشور کرده اند.

در پایان باید تاکید کرد بیشترین ارتباطات یک نوجوان با خانواده و مدرسه است. اگر این دو نهاد خود را ملزم به آموختن و آموزاندن امور تربیتی کنند می توانند جایگاه تاثیرگذاری در کاهش فشارهای روحی نوجوانان داشته باشند و در غیر این صورت باید شاهد روند رو به افزایش این فاجعه باشیم. فاجعه ای که زنگ خطرش را پارسال و امسال به گوش همه رساند.

محمد حمله دار 

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/6/11:: 11:44 صبح

 

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1395/6/9/571493_482.jpg

پیشگیری از آسیب های اجتماعی نوجوانان در سایه جلسات تفسیر قرآن

 

امروزه کانون های فرهنگی و هنری مساجد کشور توجه ویژه ای به برگزاری جلسات قرآن دارند. آنچه مسئولان این محفل ها باید به آن توجه کنند این است که در این جلسات به تلاوت و خواندن گذرای آیات بسنده نکنند و برای بهره گیری حداکثری از این فرصت به مباحث مهم تری همچون تفسیر و تبیین مفاهیم قرآنی بپردازند.

روخوانی قرآن یا هم نوایی با یک قاری هرچند خوب و پسندیده است اما بیشترین تاکید قرآن کریم بر تدبر در آیات و اندیشیدن به پیام های آنهاست بنابراین باید این امر را در جلسات قرآنی نوجوانان جدی گرفت تا شاهد تاثیر تربیتی انس با کتاب آسمانی بر نسل نو باشیم.

آیات قرآن اما  از لحاظ کاربردی بودن در یک اندازه نیستند. برخی از آنها به تعبیر حجت الاسلام قرائتی «اکسیژنی» هستند و برخی از آنها همچون آیاتی که به بیان احکام طلاق می پردازند تنها به کار افراد خاصی می آیند. گسترش آسیب های اجتماعی میان نوجوانان باید مسئولان جلسات قرآنی را به این وا دارد که بیشتر به آیات اخلاقی همچون آیات سوره حجرات بپرازند که بیشترین کاربرد و تاثیر عملی را در زندگی انسان دارند.

بهترین راه پیشگیری از آسیب های اجتماعی ایجاد یک بازدارندگی درونی در فرد است که یکی از بهترین راهکارهای زمینه ساز این امر، پرداختن به مسائل اخلاقی در خانه، مسجد و مدرسه و ارائه این مفاهیم و آموزش ها به نوجوانان است لذا باید فرصت ارزشمند ماه رمضان را برای طرح این مباحث غنیمت شمرد.

آنچه مسلم است این است که انس یک نوجوان با قرآن اگر محدود به تلاوت ظاهری آیات باشد پایدار نخواهد بود و برای ایجاد پیوندی استوار میان نسل نو و قرآن، بایدآنها را با پیام ها و آموزه های این معجزه الهی آشنا کرد.

محمد حمله دار

yon.ir/tafser 

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، نوجوانان

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/4/18:: 11:27 عصر

http://old.ido.ir/myhtml/news/1392/m04/139204162881.jpg

 

دو یادداشت از محمد حمله دار به مناسب هجدهم تیر روز ادبیات کودک و نوجوان 

...............................................................................................................

در روز ادبیات کودک و نوجوان چه باید کرد؟

روز ادبیات کودک و نوجوان فرصت و بهانه خوبی برای زنده کردن روحیه مطالعه در نوجوانان است. اگر به بهانه این روز یک سری طرح ها و برنامه ها اجرا شوند می توان به روشن شدن جرقه مطالعه در درصدی از نوجوانان امیدوار شد. در همین راستا پیشنهادهای زیر برای هرآنکه دستش می رسد ارائه می شوند:

پیام تبریک

همان گونه که در مناسب هایی همچون نوروز برای همدیگر پیام تبریک می فرستیم، این روز را نیز باید ارزشمند بدانیم و برای نوجوانان پیام تبریک بفرستیم.

همایش های سودمند

به جای برگزاری همایش های تشریفاتی که فقط مسئول ها و خبرنگارها در آن حضور دارند، با همکاری موسسه های مردم نهاد همایش هایی برگزار کنیم که خود نوجوانان در آن حضور داشته باشند و به معرفی و ارائه کتاب های ویژه این قشر سنی بپردازیم. روشن است که حضور نوجوانان در چنین همایش هایی وابسته به اجرای برنامه های شاد و هنری است.

فروش کتاب با تخفیف

غم انگیز است که جذاب ترین کتاب های ادبی نوجوانان با بالاترین قیمت ها به فروش می رسند و طبیعتا یک نوجوان توانایی مالی چندانی برای خریدشان ندارد. غم انگیزتر آنکه بسیاری از خانواده ها به اهمیت مطالعه در رشد شخصیت فرزندانشان پی نبرده اند و پولی برای خرید کتاب در اختیارشان قرار نمی دهند به همین دلیل مسئولان دست کم باید یک هفته به مناسبت این روز بن خرید کتاب به نوجوانان اهدا کنند.

تبلیغات کتابخانه ها

می دانیم که در روز کتابخانه ها عضویت در کتابخانه رایگان است. خوب است چنین طرحی در روز ادبیات کودک و نوجوان نیز اجرا شود اما آنچه در این زمینه مهم تر از عضویت رایگان است تبلیغات کتابخانه ها می باشد.

معمولا کتابخانه ها به دلیل دولتی بودن انگیزه ای برای تبلیغات ندارند درحالی که شناخته شدن آن ها میان نوجوانان وابسته به این امر است. به هر حال حق عضویت کتابخانه ها به دلیل سالانه بودن معمولا مبلغ ناچیزی است و رایگان کردن عضویت در مناسبت ها چندان کارساز نیست.

جلسه نگرفتن

این یک ضد پیشنهاد است. می دانیم که بسیاری از جلسات مسئولان چه در سطح ادارات چه در سطح شهر و استان تشریفاتی هستند و مصوبه یا خروجی ندارند. صرفا چند مسئول دور هم جمع می شوند و بر اهمیت مسائل تاکید می کنند و می روند. پیشنهاد می کنم مسئولان در این روز به جای جلسه گرفتن به دنبال کارهای سودمند در این زمینه باشند.

محمد حمله دار

.......................................................................................................................................................

کمیک، گامی به سوی گسترش مطالعه

آیا نوجوانان تنبل تشریف دارند که کتاب نمی خوانند؟ بی شک اینگونه نیست. سخن، سخن خوگیری است. نوجوان با موبایل، تبلت و شبکه های اجتماعی خو گرفته و آن قالب را می پسندد پس برای جهت دهی های علاقه مندی هایش باید از همین قالب بهره برد.

شبکه های اجتماعی باعث شده اند که «عکس و جمله های کوتاه» قالب مورد علاقه نوجوانان برای دریافت هر گونه محتوایی باشند. بر این اساس می توان کمیک استریپ را همانندترین قالب به قالب مورد پسند نوجوانان دانست و گسترش آن می تواند گامی به سوی خو دادن نسل نو به مطالعه باشد. به نظر می رسد با این کار نوجوان به مرور به محتوا علاقه مندتر شود تا عکس و همین امر راه را برای کتابخوان شدنش هموار خواهد کرد.

در این راستا نویسندگان حوزه ادبیات کودک و نوجوان باید با توجه به این نکته به تولید بیشتر کمیک اهمیت بگمارند و از سویی دیگر فعالان عرصه اپلیکیشن با تبدیل کمیک به برنامه ها و اپ های جذاب، زمینه دسترسی نوجوانان به این قالب داستانی را فراهم کنند.

محمد حمله دار

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/3/18:: 1:7 عصر

 

 

 

http://s6.picofile.com/file/8254711192/568776.JPG


هنرستان‌های خسته!


این روزها با مرور اخبار آموزش و پرورش در خبرگزاری های مختلف می بینیم که سوق دادن دانش آموزان به برگزیدن رشته های فنی و تحصیل در هنرستان ها به دغدغه ای برای مسئولان تبدیل شده و این امر می تواند روزنه امیدی را برای حل مشکل بیکاری پیش روی مان بگشاید.


علاقه به شغل های پشت میزی و بسنده کردن به حقوقی ثابت باعث ورود حداکثری دانش آموزان به رشته های نظری و در نتیجه بالا رفتن آمار بیکاری میان فارغ التحصیلان این رشته ها می شود به همین دلیل انتخاب رشته های فنی از این جهت که تنها پس از سه یا چهار سال زمینه ورود هنرجو به بازار کار را فراهم می کند دارای اهمیت به سزایی است.

در این میان اما گله هایی از مدیران هنرستان ها و هنرجویان می شنویم که به مسئولین گوشزد می کنند برای رونق رشته های فنی باید بیشتر در میدان عمل تلاش کنند تا زمینه این رخداد ارزشمند فراهم شود.

انتشار خبری مبنی بر اینکه یکی از معلمان رشته الکترونیک، هنگام آموزش به دلیل کمبود امکانات ناچار به استفاده از نخ کلاف به جای سیم برق شده است بیانگر لزوم توجه مسئولین به مسئله «تجهیز هنرستان ها» است.

در واقع افزایش کیفیت آموزش در هنرستان ها کاملا وابسته به مسئله امکانات است چون بسنده کردن به تبیین درس های فنی به شکل تئوری نه تنها مفید نیست بلکه بی معناست.

بنابراین مسئولان در کنار سفارش ها و تشویق های گفتاری باید اقدمات عملی خود را برای افزایش انگیزه دانش آموزان نسبت به ادامه تحصیل در هنرستان ها افزایش دهند و در این بین، نقش مدیران ادارات آموزش و پرورش استان ها در زمینه گوشزد کردن همیشگی این مطلب به مسئولان رده های بالاتر نیز انکار ناپذیر است.

محمد حمله دار

خبرگزاری ایلنا


yon.ir/honars



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/2/25:: 1:23 عصر

http://www.bultannews.com/files/fa/news/1395/2/19/515133_803.jpg

به مناسب 25 اردیبهشت/روز بزرگداشت فردوسی

 

.......

شاعر بزرگی که 200 سال بایکوت شد

 

چرا کسی از وجود شاهنامه فردوسی به رغم جایگاه بلندش تا 200 سال خبر نداشت و چرا اکنون شاهد زنده شدن آن دشمنی ها با این حماسه ادبی هستیم؟

از اتفاقات بسیار خوب تاریخ ادبیات ما به دنیا آمدن «ابوالقاسم» در خانواده‌ای بود که او را تبدیل به «حکیم فردوسی» کرد. دهقانان در دوره غزنویان زمین‌داران ثروتمندی بودند که عشق به ادبیات فارسی ویژگی برجسته‌شان بود و طبیعتا کسی که در چنین خاندانی تربیت شود از همان کودکی طعم شیرین شعر و ادب را می‌چشد.
فردوسی یکی از همین کسان بود و به مدد ثروت خانوادگی و سرمایه‌های پدری توانست خودش را وقف شعرسرایی و خدمت به ادبیات کند و سی سال از عمر عزیزش را پای حماسه‌ای بگذارد که امروز آن را شاهنامه می‌خوانیم.
فردوسی را به همراه حافظ، سعدی و مولوی پیامبران شعر فارسی خوانده‌اند و در معرفی جایگاه او همین بس که شعرشناس برجسته کشور دکتر زرین‌کوب گفته: «سعدی باید افتخار کند و به خود ببالد که در کنار فردوسی قرار گرفته است».
پیامبر خواندن این چهار تن از این جهت است که بسیاری از کهتران و مهتران شعر پارسی دنباله‌رو آنها بودند و تلاش کردند همچون آنها شعر بسرایند اما از میان 400 شاعر نامی مقلد فردوسی که نامشان در تاریخ ذکر شده کمتر کسانی توانستد به خوبی از پس این الگوگیری بربیایند.

رامایانا، مهاباراتا و شاهنامه
مقایسه آثار یک ادیب با آثار دیگر ادیبان جهان یکی از راهکارهای خوب شناخت جایگاه آن شاعر یا نویسنده است. برای این منظور به سراغ استاد سید علی بنی‌فاطمی رفتیم. کسی که نه تنها بارها شاهنامه را خوانده و تدریس کرده بلکه بسیاری از حماسه‌های جهان را نیز به دقت مطالعه نموده.
این استاد دانشگاه در مقام مقایسه شاهنامه با دیگر حماسه‌های دنیا می‌گوید: هنگامی که شاهنامه را در کنار ایلیاد و ادیسه، رامایانا، مهاباراتا و... می‌نهیم می‌بینیم که تفاوت برجسته قهرمان‌های فردوسی با قهرمان‌های دیگران، آرمان‌گرایی آنهاست. امثال هرکول و آشیل غالبا برای قدرت، ثروت و شهوت می‌جنگند و خون‌ریزی‌ها به پا می‌کنند اما امثال رستم و اسفندیار با هدف نیک‌نامی و دفاع از شرف و حیثیت به میدان کارزار وارد می‌شوند.
وی در ادامه می‌افزاید: جدای از این امر، ظرافت‌های ادبی فردوسی بسیار بهتر از دیگران است به گونه‌ای که صحنه‌های نبرد را همچون یک فیلم به تصویر کشیده و خواننده به آسانی می‌تواند آنها را در ذهن خود تصور کند.


عجم زنده کردم بدین پارسی...
تاریخ زندگی فردوسی به درگیری با اعراب گره خورده است. اینکه در شاهنامه 60 هزار بیتی تنها 800 واژه عربی می‌یابیم بیانگر وجود رخدادهایی در زمان فردوسی است که او را به فکر پاسداری از این زبان کهن انداخته‌اند.
اعراب پس از حمله به ایران، تصرف این کشور و در دست گرفتن زمام حکومت دست به اقدامات بسیاری برای نابود کردن فرهنگی ایرانی زدند که یکی از آنها اجرای قانون ممنوعیت نوشتن کتاب به زبان فارسی بود و همین سبب شد که تا 200 سال هیچ کتابی در ایران نوشته نشود مگر به زبان عربی و این درحالی است که تا پیش از حمله اعراب، نویسندگان ایرانی کتاب‌های زیادی در زمینه نجوم، ریاضیات، پزشکی و... به زبان فارسی نوشته بودند.
استاد بنی فاطمی با اشاره به این موضوع می‌گوید: بسیاری از کشورهای عرب همسایه ما از آغاز عرب نبودند اما در اثر هجوم اعراب، فرهنگ و زبانشان را به کلی از دست دادند. اگر تلاش‌های فردوسی برای حفظ و نگهداری زبان فارسی نبود قطعا اکنون این زبان یا به ما نمی‌رسید یا بسیار سست و ضعیف بود.
وی اضافه می‌کند: زبان فارسی در اثر عملکرد اعراب واقعا در حال نابودی بود اما فردوسی با سرودن شاهنامه نه تنها زبان ایرانی بلکه فرهنگ و آرمان‌های این کشور کهن را زنده کرد.
فردوسی و 200 سال بایکوت
همچنان که اکنون سیاست و مذهب، هنر و ادب را تحت تاثیر قرار می‌دهند در زمان فردوسی نیز چنین بود. بسی شگفت‌انگیز و غم انگیز است که حماسه بزرگ شاهنامه تا 200 سال در این کشور شناخته نشد و کسی از وجودش خبر نداشت.
شیعه بودن فردوسی و ستایشش از شاهان گذشته دو عامل مورد خشم واقع شدن وی از سوی حکومت‌های آن زمان بود. پادشاهانی سنی غزنویان نه تاب شنیدن تعریف و تمجید حکومت های پیش از خود را داشتند و نه حمایت از یک شاعر شیعه را برمی‌تابیدند و همین دو امر مایه پدید آمدن یک تغافل عمومی از سوی سیاسیون و ادیبان نسبت به فردوسی شد تا اینکه حمله مغول به ایران زمینه از بین بردن تعصبات دینی را فراهم کرد.
استاد بنی فاطمی در این باره می‌گوید: حمله مغول‌ها در کنار آسیب‌های بسیار، مایه ایجاد فضای بازی در زمینه اندیشه‌های مذهبی شد و در نتیجه دوستان‌داران فردوسی که دو قرن، شاهنامه را نگه داشته بودند توانستند آن را به جامعه عرضه کنند و آن حماسه بزرگ را به دست مردم و ادیبان برسانند.

فردوسی پس از هزار سال
اکنون که بیش از هزار سال از زمان فردوسی می‌گذرد احساس می‌کنیم آن بایکوت 200 ساله مجددا زنده شده است. بردن نام فردوسی ممنوع نیست اما خالی بودن پرده‌های سینما و صفحه‌های تلویزیون از داستان‌های شاهنامه سبب شده اند که نسل جوان و نوجوان ما از آن حماسه بزرگ چیزی جز نام رستم را نشنیده باشد.
برای روشن شدن دلایل این مسئله سوال برانگیز باز هم به سراغ استاد بنی فاطمی رفتیم. وی ترس‌های بیهوده و تصورات غلط را دلایل این امر می‌داند و می گوید: متاسفانه صدا و سیما و برخی از مسئولین ترویج شاهنامه را به معنای ترویج زرتشتی‌گری و حکومت‌های شاهنشاهی می‌دانند و به همین دلیل برای به تصویر کشیدن آن داستان ها یا ترویجشان از راه های دیگر تلاشی از خود نشان نمی دهند.
وی می افزاید: راه حل این مشکل، تمرکز بر جنبه های دیگر شاهنامه است. اگر هنگام ارائه شاهنامه در قالب کتاب های درسی و هنرهای نمایشی بر امور اخلاقی آن همچون جوانمردی، مردانگی، شجاعت و از خودگذشتگی تمرکز کنیم بی شک از آن آفت ها دور می مانیم.
به این ترتیب باید گفت با توجه به جایگاه بلند شاهنامه فردوسی و اینکه شاعر آن حماسه با چه سختی هایی آن را سروده و همچنین با توجه به این نکته که این شاهنامه به آسانی به دست ما نرسیده و در سایه تلاش های ادب‌دوستان از گزند روزگار محفوظ مانده خوب است که قدر این فرصت را بدانیم و بیش از بیش به میراث گران‌بهای ادبی‌مان توجه کنیم.

محمد حمله دار

لینک کوتاه مطلب در بولتن نیوز:


yon.ir/fferdos



<   <<   6   7   8