سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/7:: 11:8 صبح

 

وبلاگ برای همیشه !

 وقتی به هم سن و سال ها و هم دوره ای های خودم نگاه می کنم می بینم میان آن ها فقط من همچنان به وبلاگ نویسی پایبند مانده ام و به شبکه های موبایلی کوچ نکرده ام. این وضعیت، واقعیت امروز ماست. وقتی به یک وبلاگ سر می زنیم گویی پا در مخروبه ای متروکه گذاشته ایم. مطالب متعلق به حداقل یکی دو سال پیش هستند و کاملا پیداست که صاحب وبلاگ آن را بی رحمانه رها کرده است. رها کرده یعنی نه آن حذف کرده و نه با یک پست خداحافظی، پایان کارش را رسما اعلام کرده بلکه واقعا آن را رها کرده است. یادداشت های زیادی در روزنامه ها و سایت می خوانیم که این وضعیت را مورد انتقاد قرار داده اند و مزایای وبلاگ نسبت به شبکه های موبایلی را یادآوری کرده اند. من در این نوشته می خواهم به مسئله ماندگاری وبلاگ اشاره کنم .

همگی به خاطر داریم که حدود سال 93 بود که پدیده های جدیدی به نام وایبر و واتس آپ و وی چت سر برآوردند. این سه شبکه آرام و بدون هیاهو پدیدار شدند و مردم کم کم با آن ها آشنا شدند. به مرور دیدیم که جامعه به این پدیده های بامزه علاقه مند شد و روز به روز بر اعضای این شبکه ها افزوده شد تا جایی که گروه های واتس آپی چهار پنج نفره دوستانه یا خانوادگی تبدیل به گروه هایی بزرگ با چند ده عضو شدند که بسیاری از اعضا هم دیگر را نمی شناختند.

دقیقا در همین زمان وبلاگ ها به حالت اختصار درآمدند. هم وبلاگ نویس ها و هم وبلاگ گردها  دیگر زحمت پشت کامپیوتر نشستن به خود ندادند و ترجیح دادند با دراز کشیدن روی تخت و مبل، موبایل شان را در دست گرفته و با شبکه ها سرگرم شوند. بعدها هم که سروکله لاین و تانگو و بی تالک و... پیدا شد و اکنون هم که شاهد چنبره انداختن دو غول بزرگ یعنی تلگرام و اینستاگرام بر جامعه ایم.

 همین سیر تحول شبکه ها و کوچ پیوسته مردم از شبکه ای به شبکه ای دیگر بهترین دلیل ناپایداری این اپلیکیشن هاست. شما همچنان می توانید با داشتن آدرس یک وبلاگ یا حتی سرچی ساده در گوگل مطالبی را پیدا کنید که در دهه ی هشتاد نوشته شده اند اما آیا دسترسی به مطالب یک ماه پیش کانال ها و گروه هایتان دارید؟ حال بماند که بر سر پیام ها و مطالبی که در گروه های وایبری رد و بدل می کردید چه آمده!

همین وضعیت ذائقه ما را تغییر داده تا جایی که فقط به دنبال مطالب سرگرم کننده و سوژه های روز هستیم. البته به این معنا نیست همه وبلاگ ها سرشار از مطالب علمی و ارزش مند بودند ولی حداقل می توان گفت درصد قابل قبولی از آن ها به ارائه مطالب ادبی، اجتماعی، علمی و... می پرداختند. خلاصه هنوز دیر نشده. کسانی که به طور پیوسته به تولید محتوا می پردازند سعی کنند در همان وبلاگ این کار را بکنند و صد البته از شبکه های موبایلی به عنوان یک ابزار پرمخاطب برای انعکاس بیشتر مطالب بهره ببرند اما فراموش نکنند که کاربرد این شبکه ها فقط در حد یک «ابزار» است نه بیش تر.

 

محمد حمله دار



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/6:: 6:13 عصر

معلمی که روان شناسی بلد باشد...

تدریس در دوره ی ابتدایی و راهنمایی به مراتب پیچیده تر و سخت تر از تدریس دوره های بالاتر است چون در دوره ی دبیرستان و دانشگاه، دانش آموزان و دانشجویان تا اندازه ی زیادی راه خود را پیدا کرده اند و بیشتر نیاز به برنامه های خوب آموزشی دارند اما دانش آموزان رده های پایین، ظرافت های روحی فراوانی دارند به همین دلیل آموزگاران این دوره باید با دانش روان شناسی آشنایی قابل قبولی داشته باشند.

در ادامه مواردی مطرح خواهیم کرد که معلم ابتدایی و راهنمایی موظف به رعایت کردن و انجام دادن آن هاست و موفقیت در اجرای این موارد در گرو تسلط معلم به روان شناسی است.

1- تشخیص تفاوت های فردی

انسان ها بنا به طبیعتشان با هم متفاوت اند و هرگز دو نفر پیدا نمی شوند که دقیقا همچون هم بیندیشند و طرز فکر یکسانی داشته باشند. یک معلم در یک کلاس سی نفره در واقع با سی سلیقه و اندیشه متفاوت رو به رو است بنابراین باید با تشخیص تفاوت های فردی دانش آموزان، مطالب را به فراخور حالشان ارائه دهد و از یک نسخه ثابت بهره نبرد. البته این به معنای رقصیدن به ساز هر دانش آموز نیست بلکه به معنای رعایت حال اکثریت و در عین حال توجه به فردیت آن هاست.

2- فراهم کردن زمینه مثبت اندیشی

گاهی وضعیت درسی یا جسمی دانش آموز و یا وضعیت فرهنگی و اقتصادی خانواده اش او را دچار نا امیدی، سرخوردگی و منفی بافی می کند. معلم نخست باید بتواند این حالت دانش آموز را تشخیص دهد سپس در پی حل آن باشد. دانش آموز ناامید و منفی باف هیچ انگیزه ای برای درس و یادگیری مهارت های گوناگون ندارد لذا معلم در واقع با آموزش مثبت اندیشی به او، انگیزه ی زندگی و پیشرفت را به او داده است.

3- از میان بردن استرس

فشارهای خانواده از یک سو و از سویی دیگر وضعیت اقتصادی جامعه، دانش آموزان را دچار استرس فراوانی می کند. دانش آموز از طرفی مجبور است به خاطر فشار والدین درس را کامل یاد بگیرد و نمره های بالا بیاورد و از طرفی می بیند که بیکاری در کشور موج می زند و حتی تحصیل کرده ها نیز شغل مناسبی ندارند. این را بیفزایید به ده ها مورد روحی و روانی دیگر که مایه ایجاد استرس های بلند مدت در دانش آموز می شوند. معلمی که با تکنیک های روان شناسی آشنا باشد برای از میان بردن یا دست کم کاهش این استرس ها تلاش می کند.

4- یادگیری روش های کنترل کلاس

دانش آموزان دوره های ابتدایی و راهنمایی به اقتضای سنشان بسیار پر سروصدا و بازیگوش هستند و این وضعیت معلم را کلافه و خشمگین می کند تا جایی که احساس مبصر بودن به او دست می دهد. معلمی که  اصول کلاس داری را بلد نیست همواره با داد و بیداد، کم کردن نمره انضباط، اخراج از کلاس و حتی تنبیه بدنی کلاس را ساکت می کند اما معلمی که در زمینه روان شناسی آموزشی مطالعه کرده می داند چگونه از پس مدیریت کلاس بربیاید. قطعا شما نیز به خاطر دارید که برخی از آموزگارانتان چگونه با مهربانی، وقار و جذبه دانش آموزان را میخکوب می کردند و کلاس را به آرامی پیش می بردند. چنین معلمانی این توانایی را دارند که بدون خشونت و ایجاد ترس، دل های دانش آموزان را با خود همراه کنند و ساعتی آن ها را به سکوت و دقت وا دارند.

5- برانگیختن حس کنجکاوی و جست وجوگری

قطعا دانش آموزی که فقط در پی حفظ کردن محدوده کتاب درسی و پاس کردن امتحان آن است در زمینه علمی پیشرفتی نخواهد کرد. معلم باید این احساس و باور را در دانش آموز ایجاد کند که هر یک از کتابهای درسی در واقع دریچه ای به سوی  دانش هستند و برای یادگیری بهتر آن باید به فکر مطالب فراتر از کتاب و جزئیات مطرح نشده در درس باشد.

6-توجه به علاقه ها و استعدادها

گفتیم که همه انسان ها با هم متفاوت هستند. نظام آموزشی معمولا یک نسخه یکسان را برای همه دانش آموزان در نظر می گیرد در حالی که چه بسا برخی از دانش آموزان استعدادهای دیگری داشته باشند. معلم باید به شاگردانش بیاموزد که همه پیشرفت ها در محدوده ی درس و مدرسه خلاصه نمی شود و آن ها باید به فکر پرورش استعدادهای خود در کنار درس باشند.

7- برخورد درست با دانش آموزان خاص

برخی از دانش آموزان چه در زمینه های مثبت و چه در زمینه های منفی دارای ویژگی های خاصی هستند. برخی بسیار باهوش اند و برخی به شدت کم حافظه. برخی توانمندی هنری بالا دارند و برخی گرایش به اعتیاد. برخی اهل مطالعه و با فرهنگ و برخی قلدر و همواره به دنبال آزار دیگران. معلمی که به شغل خود علاقه مند است و خودش را مسئول پرورش شاگردانش می داند باید راه برخورد درست با چنین دانش آموزانی را بداند و راهنمایی های لازم را به آن ها ارائه دهد.

8- تشویق و تنبیه درست

از پررنگ ترین اموری که معلم ها با آن سروکار دارند مسئله تشویق و تنبیه است. انجام این دو امر نیاز به دقت فراوان و برنامه ریزی ریز بینانه دارند تا موثر واقع شوند. امروزه روش های نادرست تنبیهی در مدارس بیداد می کند و تاثیرات بسیار منفی بر دانش آموزان می گذارند لذا معلم حتما باید در پی یادگیری روش های صحیح این دو کار باشد.

9- یادگیری فنون مشاوره

هرچند جایگاه مشاور و مشاوره در مدارس، مشخص است اما گاهی دانش آموزان با معلم های خود بیشتر احساس صمیمیت و راحتی می کنند تا آن مشاوری که فقط در دفترش نشسته و کاری به کسی ندارد لذا لازم است که معلم با فنون مشورت دادن نیز آشنا باشد تا در مواقع مورد نیاز به یاری دانش آموز بپردازد.

 

محمد حمله دار



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/4:: 8:5 عصر

http://s9.picofile.com/file/8275959726/fjjfff.JPG

 

دانش آموزان، چشم به راه مشاوران

در سایتی خواندم میزان استرس نوجوانان امروزی در سال 1950 بیماری روانی به شمار می رفت! نمی دانم این مطلب تا چه اندازه درست است اما شکی نیست که نوجوانان جامعه ما از استرس ها و ترس های زیادی رنج می برند. این را بیفزایید به ده ها مشکل ریز و درشتی که در برخی یا بسیاری از آن ها دیده می شوند. افت تحصیلی، گوشه گیری، اعتماد به نفس نداشتن، عدم توانایی در برقراری رابطه با دیگران، نافرمانی و بی اعتنایی به قوانین، وابستگی، سیگار کشیدن، اعتیاد و... برخی از آسیب های اجتماعی دوره نوجوانی اند.

چاره ای که دستگاه آموزش و پرورش برای حل این مشکل در نظر گرفته، ارائه خدمات مشاوره ای در مدارس است. همه مدارس «قاعدتا» باید مشاوری داشته باشد که به عنوان مسئول بهداشت روانی دانش آموزان در مدرسه حضور داشته باشد.

در واقع مدارس همان گونه که به بهداشت ظاهری و وضعیت درسی دانش آموزان رسیدگی می کند باید به بهداشت روانی آن ها نیز توجه کند و مسئولیت این کار به عهده ی مشاور است. رسیدگی به این بهداشت روانی مستلزم این است که مشاور، محدوده ی کاری خود را فقط  دفترش نبیند و این گونه نباشد که صرفا بنشیند تا دانش آموزان به او مراجعه کنند بلکه خود باید به عنوان فردی پویا و پیگیر، وضعیت روانی و رفتاری دانش آموزان را رصد کند.

رصد وضعیت به اضافه مراجعات دانش آموزان باعث می شوند مشاور اشراف و اطلاعات خوبی نسبت به اوضاع روانی دانش آموزان پیدا کند. هنگامی که مشاور از وضعیت دانش آموزان آگاه باشد راحت تر می تواند با آن ها ارتباط برقرار بکند و مطالب لازم را انتقال دهد. در واقع کار اصلی مشاور این است که به دانش آموزان، راه رویارویی با مشکلات و آسیب ها را بیاموزد.

همچنین مشاور می تواند بهترین واسطه میان دانش آموز و والدین باشد. بسیاری از مواقع والدین رابطه خوبی با فرزندانشان ندارند و از سویی دیگر فرزند باید مسائلی را با آن ها در میان بگذارد اما به دلیل تیرگی روابط خانوادگی چنین کاری برایش شدنی نیست. مشاور در این جا به عنوان یک میانجی به خوبی می تواند نقش خود را ایفا کند و این شکاف را پر کند.

اما با این حال مدارس ما از کمبود مشاور رنج می برند. بر اساس آمار سایت میگنا، آموزش و پرورش دارای 13 میلیون دانش آموز و 13 هزار مشاور است. یعنی سهم هر دانش آموز از مشاوره 7 دقیقه در ماه است از سویی دیگر مدیران مدارسی که از داشتن مشاور دائم بی بهره اند باید در پی مشاوران موقت باشند اما معمولا مدیران به دنبال دعوت مشاوران کنکور هستند و ظاهرا این امر برایشان اولویت دارد. به این ترتیب آموزش و پرورش باید بیش تر به این مسئله اهمیت دهد چون در چنین وضعی نظام آموزشی نمی تواند به وظیفه مهم خود یعنی تامین سلامت فکری و روانی دانش آموزان عمل کند.

محمد حمله دار

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/2:: 12:8 عصر

Image result for ?کتابفروشی?‎

 

فواید حضور نویسندگان در کتاب فروشی ها

کیفیت و کمیت در کتاب دو گزاره ای هستند که افزایش آن ها نشانگر بهبودی و رشد وضعیت کتابخوانی در کشور است. راه های گوناگونی برای افزایش کمیت و کیفیت کتاب یاد می شود و درباره شان قلم زده می شود و آن چه در این یادداشت به آن خواهیم پرداخت پیشنهاد «حضور نویسندگان در کتاب فروشی ها» است.

دیدیم که امسال طرح کتابگردی مسئولان و هنرمندان چه بازخورد های خوبی داشت. حضور شخصیت های سیاسی و هنری در کتاب فروشی ها به مناسبت هفته ی کتاب انعکاس خبری زیادی در روزنامه ها و سایت ها داشت و همین امر به اضافه تخفیف های خوب مردم را به سر زدن به کتاب فروشی ها و کتاب خریدن تشویق کرد تا جایی که آمارها از فروش بالای کتاب در این هفته خبر دادند.

نکته ای که این طرح به ما می آموزد این است که اگر شخصیت های خاص به کتاب و کتابفروشی توجه کنند، نظر عامه مردم نیز به این امر جلب می شود. بنابراین اگر حضور سیاستمداران و هنرمندان این چنین جذابیتی برای مردم داد بی شک حضور نویسندگان کتاب ها هم جذابیت بسیاری برای مردم به ویژه کتاب خوان های حرفه ای خواهد داشت.

از این رو می توان گفت خوب است کتابفروشی ها در طول سال و نه فقط در مناسبت ها از نویسندگان دعوت کنند که ساعتی در کتابفروشی حضور داشته باشد تا با مخاطبان و خوانندگانشان دیدار کنند. این کار، نخست جنبه کمیتی دارد یعنی باعث افزایش فروش، چاپ و تیراژ کتاب می گردد سپس جنبه کیفیتی دارد. به این معنا که اگر نویسنده به طور مستقیم با مخاطبانش روبه رو شود و دیدگاه ها و پیشنهادهایشان را جویا شود می تواند برای کتاب های بعدی خود تصمیم های بهتر و دقیق تری بگیرد تا برای خواننده سودمندتر و جذاب تر باشد.


محمد حمله دار



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/1:: 6:41 عصر

http://s8.picofile.com/file/8275568726/fdbddd454gd.JPG

شاهنامه پژوه یا هری پاتر پژوه ؟

تاکنون بسیار شنیده ایم که فلان استاد، «پژوهشگر شاهنامه» یا «پژوهشگر گلستان سعدی» یا «پژوهشگر مثنوی معنوی» است اما آیا تا کنون شنیده اید که بگویید فلانی پژوهشگر هری پاتر یا نغمه آتش و یخ یا نارنیا باشد؟ چرا ما شاهنامه پژوه داریم ولی هری پاتر پژوه نداریم؟ این پرسش ها همواره مرا به یاد ضرب المثل مرغ همسایه غاز است می اندازند. در واقع مرغ همسایه در این جا آثاری هستند که به گذشته ها تعلق دارند و صدها سال پیش نوشته شده اند. گویا قدمت به تنهایی برای یک اثر ارزش به شمار می رود و به نظر من این امر نمی تواند درست باشد.

اساتید ادبیات، نخبگان و فرهیختگان همواره آثار قدیمی را به چشم ارزشمندترین کتاب ها می نگرند و نسبت به آثار نو و معاصر به ویژه آثاری که نویسندگانشان هنوز زنده اند موضعی منفی یا حداقل ساکت و بی طرف دارند. انگار حتما یک نویسنده باید بمیرد و چند صد سال از مرگش بگذرد تا جامعه ادبی به فکر تحلیل و تجلیل آثارش بپردازد.

بزرگانی همچون استاد کزازی، شفیعی کدکنی، زرین کوب و... عمرشان را برای تحلیل و بررسی گنجینه های ادبی گذشته گذاشته اند اما چرا کسی حاضر نیست عمرش را برای تحلیل رمان های جدید بگذارد؟ رمان هایی که میان نسل نو به مراتب دلپذیرتر و شناخته تر از آثار قدیم هستند و فروششان صدها برابر کتاب های قدیم است.

علت و چرایی این وضعیت را شاید بتوان در شکاف نسلی جست جو کرد. یادم می آید شبی با یکی از دوستان سرگرم چت بودم. از من پرسید این روزها مشغول خواندن چه کتابی هستی و من در پاسخ گفتم شاهنامه. هنگامی که این را گفتم او چندین شکلک و استیکر تعجب برایم فرستاد. یعنی برایش شگفت انگیز بود که فردی هم سن و سال من شاهنامه بخواند. این امر بیانگر همان شکاف نسلی است. یعنی اساتید و ادیبان مسن فقط بر آثار گذشته تمرکز کرده اند و جوانان فقط بر گنجینه های ادبی امروزی.

 این شکاف نسلی باعث شده هر دو گروه از ارزش آثار قدیم و جدید بی اطلاع و نا آگاه بمانند. جوانان، شاهنامه ها و گلستان ها را به بهانه قدیمی بودن زبان نمی خوانند و از سویی دیگر فرهیختگان و اساتید ادبیات رمان های عظیمی همچون نغمه آتش و یخ و هری پاتر را به چشم آثاری سطحی و عوامانه نگاه می کنند در حالی که از شکوه و ژرفای این آثار بی خبرند.

البته این وضعیت یک نتیجه ی مثبت هم داشته و آن اینکه جوانان هنگامی که دیدند استادان ادب و نخبگان توجهی به رمان های نو ندارند خودشان دست به کار شده و با راه اندازی مجله های اینترنتی و سایت های گوناگون به معرفی و بررسی این آثار پرداختند. وقتی به نمونه هایی همچون مجله فانوس، مجله شگفت زار، سایت دمنتور، و ده ها نمونه دیگر نگاه می کنیم می بینیم که جوانان و حتی نوجوانان با نگاهی ژرف و موشکافانه به تحلیل آثار جدید می پردازند و این پدیده خشنود کننده ای است. این امر ثابت می کند که آثار جدید نیز همچون آثار گذشته، پربار و پرمفهوم هستند و باید مورد توجه قرار گیرند.

 حاصل سخن اینکه نباید میان آثار ادبی تبعیض قائل شویم. قدمت را سنجه و ملاک برتری ندانیم و بپذیریم که هم گنجینه های گذشته و هم گنجینه های امروزی سرشار از مفاهیم و آموزه ها هستند و در یک جمله، ساختار و درون مایه را معیار ارزش گذاری قرار دهیم نه زمان و زبان.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/28:: 3:41 عصر

http://www.roshdmag.ir/Roshdmag_content/media/image/2011/09/1845_orig.jpg

مجلات دانش آموزی، گامی به سوی فرهنگ سازی مطالعه

اوضاع مطالعه در میان کودکان و نوجوانان ما بر کسی پوشیده نیست. در گذشته که خبری از موبایل نبود، نوجوانان اهل مطالعه نبودند تا چه برسد به اکنون که همه ی سرگرمی کودکان و نوجوانان در موبایل خلاصه شده است. این بی مطالعگی مایه ی پایین ماندن سطح فکر و فرهنگ نسل نو می شود که پیامدهای ناگواری دارد بنابراین حتما باید برای آشتی دادن آنها با مطالعه به فکر برنامه هایی باشیم. در این یادداشت می خواهیم به یکی از ابزارهای گسترش مطالعه میان کودکان و نوجوانان یعنی مجلات دانش آموزی بپردازیم.

خوشبختانه این مجلات در کشور ما از لحاظ انتشار و تنوع وضعیت خوبی دارند به گونه ای که هر دانش آموزی به آسانی می تواند به آنها دسترسی داشته باشد. مجلات آزادی همچون برخی از نشریات موسسه همشهری در دکه ها یافت می شوند و مجلات دولتی رشد به خوبی در مدارس پخش می گردند پس از نظر تولید و توزیع این مجله ها مشکلی نداریم و آنچه می ماند لزوم انس دادن نوجوانان و کودکان با آنهاست.

 اگر نگاهی به نشریات دانش آموزی بیندازیم نکات مثبت فراوانی در آنها می یابیم. یکی از آنها تولید مستمر محتوای مناسب برای قشر سنی کودک و نوجوان است. این مجلات با بهره گیری از نویسندگان متخصص این عرصه، همواره محتوایی تولید می کنند که کودک به آسانی می تواند با آن ارتباط برقرار کند، آن را بفهمد و لذت ببرد. افزون بر محتوا و درون مایه، آنچه نقش تعیین کننده ای در جذابیت مجله دارد گرافیک آن است. این اهمیت تا اندازه ای است که می توان گفت در نگاه نخست، گرافیک دانش آموز را جذب می کند و سپس محتوا. یک دانش آموز اگر بخواهد مجله ای را از قفسه کتاب خانه یا دکه روزنامه فروشی بردارد، نخست طرح جلدش را نگاه می کند سپس با ورق زدن آن، گرافیکش را ورانداز می کند و درپایان اگر این دو گزینه برایش جذاب بودند شاید مجله را بخرد پس جای خوشحالی است که مسئولان مجلات دانش آموزی از نقاشان و گرافیست های متخصص درعرصه کودک بهره می برند که نتیجه اش جذاب و چشم نواز شدن این نشریات می شود.

دیگر نکته ی مثبت مجلات دانش آموزی این است که این مجلات به دلیل محتوای خوب وسودمند ابزاری برای تقویت منابع کتابخانه های عمومی و کتابخانه های شخصی دانش آموزان هستند. نگارنده که در دوران نوجوانی به طور منظم مجلات رشد را دریافت می کرد تا سال ها آنها را نگه داشته بود وهمواره مورد مطالعه قرار می داد. این مجلات، خود به نوعی کتاب هستند و در زمینه ارائه ی اطلات سودمند به مخاطب تفاوتی با کتاب ندارند.

اکنون می خواهیم ببینیم که مجلات دانش آموزی با این ویژگی های مثبت چه تاثیری بر دانش آموز می گذارند. نخستین تاثیری که می توان از آن نام برد نیرومند سازی ذهن و بازشدن فکر دانش آموز است. کودک یا نوجوانی که اهل مطالعه است همواره با مطالب گوناگون سروکار دارد و در واقع مغزش را به کار می گیرد. این ورزش ذهنی مایه ی فهم بهتر درس نیز می گردد.

مورد دیگر افزایش اعتماد به نفس دانش آموز در پی افزایش دانسته هایش است. او وقتی می بیند در زمینه ی اطلاعات و دانش، یک سروگردن از همکلاسی هایش بالاتر است و با معلم بیشتر وارد بحث می شود و حتی به پرسش های کلاسی و مسابقه ای پاسخ های درست تری می دهد، می فهمد که سطح فکر و فرهنگش بالا رفته و می تواند برای دیگران الگو و راهنما باشد.

مسئله ی دیگری که در فرهنگ سازی مطالعه میان دانش آموزان نقش مهمی دارد آشنا شدن آنها با نویسندگان ایران و جهان است. چیزی که به خوبی از عهده ی مجلات دانش آموزی برمی آید. این نشریات با ارائه ی نوشته ها و معرفی آثار نویسندگان برتر، آنها را به دانش آموزان می شناسانند و این امر باعث می شود که دانش آموز هنگام خرید کتاب به آسانی بتواند کتاب های بهتر را بشناسد و برگزیند. مثلا اگر یک نوجوان آگاه شود که چارلز دیکنز رمان نویس قوی و مهمی است، در انتخاب رمان با مشکلی روبرو نخواهد شد و مستقیم سراغ آثار این نویسنده می رود.

نکته بعدی اینکه نشریات کودکان و نوجوانان معمولا بخشی را به چاپ آثار مخاطبانشان اختصاص می دهند و این امر باعث تقویت قلم نوجوانانی می شود که آثارشان را برای مجله می فرستند. حتی اگر یک نوجوان نوشته هایش را نفرستد، صرف مطالعه مجله باعث می شود که با قالب ها و سبک های نوشتاری آشنا شود وگنجینه ای از محتوا و واژگان را به دست بیاورد که این امر او را در نوشتن و سرودن یاری خواهد کرد.

همچنین از دیگر فواید مجلات دانش آموزی می توان به آموزش رویارویی با بحران های روحی نوجوانی اشاره کرد. همه کودکانی که پا به دوره ی نوجوانی می گذارند با بحران ها ومشکلات اجتماعی و شخصی روبرو می شوند وهم نیاز به آموزش و افزایش اطلاعات دراین زمینه دارند و هم نیاز به یک همدم یا ابزار سرگرم کننده برای مشغول شدن ذهنشان. این مجلات به دلیل ارتباط پیوسته و مناسب با نوجوانان جایگاه مهمی در کمک کردن به آنها در این دوره ها دارند.

شناساندن جامعه به قشرکودک و نوجوان نیز از دیگر دستاوردهای این نشریات است. مجلات دانش آموزی همواره به ارائه رخدادها و وضعیت های تاریخی و کنونی کشور می پردازند و حال و روزمردم و جوامع گوناگون را به اطلاع نوجوان می رسانند. این امر مایه ی آشنایی نسل نو با جامعه و ایجاد حس همبستگی اجتماعی می شود.

با توجه به توضیحات داده شده باید تاکید کردن که معلمان و مسئولان مدارس، باید توجه ویژه ای به توزیع مجلات دانش آموزی میان دانش آموزان داشته باشند. کادر اجرایی مدرسه باید از اهمیت این نشریات آگاه شوند تا به آنها بها بدهند و با روش های گوناگونی همچون مسابقه و حتی اختصاص ساعت های کلاسی، زمینه انس دانش آموزان با مجلات را فراهم کنند.

محمد حمله دار

    



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/26:: 8:48 عصر

http://media.snn.ir/original/1395/08/02/IMG10385387.jpg

 

بایسته های نقد کتاب کودک

می دانیم که کتاب های کودک درکشورمان تعریف چندانی ندارند و همواره گل سرسبد این دسته از کتاب ها آثارترجمه هستند. همواره داستان ها و رمان های خارجی پرفروش ترین ها هستند و کتاب های ایرانی بهره چندانی از این بازار ندارند. ریشه ها و دلایل گوناگونی می توان برای این وضعیت نام برد و آنچه در این یادداشت مورد نظر است «ضعف نقدکتاب کودک» درایران است.

البته به گفته مصطفی رحمان دوست، تعداد منتقدان کتاب کودک در ایران بسی بیش از نویسندگان این عرصه است اما ادبیات کودک کنونی ما همچنان از ضعف نقد رنج می برد. علت این وضعیت رعایت نشدن اصول نقد کتاب کودک است. هرچند گاهی دلیل این وضع رعایت بیش از اندازه همین اصول است. یعنی آنجا که منتقد چنان به اصول پایبند می ماند که هیچ طرح نو و خلاقیتی را ازسوی نویسنده نمی پذیرد و آنرا رد می کند.

حال ببینیم نقد کتاب کودک باید از چه ویژگی هایی برخوردار باشد. نخست این که نقد نباید سلیقه ای باشد. در واقع منتقد باید سلیقه ی عموم مخاطبان را نگاه کند نه ذوق شخصی خود را. بسیار برای خود ما پیش آمده که از کتاب یا فیلمی پرفروش که موردپسند همگان قرارگرفته خوشمان نیامده است. این امر به سلیقه ی شخصی مان برمی گردد و منتقدان نیز گاهی دچار این حالت می شوند برای همین باید مراقب باشند که اثر را به صورت ذوقی نقد نکنند.

دومین ویژگی یک نقد خوب، میان رشته ای بودن آن است. یعنی منتقد هنگامی که یک کتاب کودک را بررسی می کند تنها به جنبه ی ادبی آن نگاه نکند و مسائل روان شناسی، جامعه شناسی، نشانه شناسی و... را نیز در نظر داشته باشد. در این صورت می تواند نقدی جامع و فراگیرارائه دهد.

سوم اینکه نقد باید کاشف اثر باشد. نقاب از رخ آن بردارد و نکات مثبت و منفی اش را آشکار کند. چنین نقدی، ارزش واقعی اثر را نشان خواهد داد و پنهان و پیدای آنرا به اطلاع همه می رساند.

ویژگی چهارم نقد خوب منصفانه بودنش است. کوبنده یا چاپلوسانه نباشد. برخی از منتقدان فکر می کنند هر چه نقدشان تند و تیزتر باشد و اصطلاحا بیشتر گیر بدهند، کلاس کاری شان بالا می رود. عده ای دیگر از منتقدان برای منافعی، ایرادات اثر را در نظرنمی گیرند و چاپلوسانه به ستایش آن می پردازند. هردوی این ویژگی ها آسیب زننده اند و نقد را از آرمان اصلی اش دور می کنند.

پنجمین نکته توجه به نظرمخاطبان اصلی اثر یعنی کودکان است. منتقد حتما با کودکان زیادی در ارتباط باشد و نظرشان را درباره اثر جویا شود. این نکته چه بسا از دیگر نکات مهم تر باشد چون ارزش هنر به تعداد مخاطبان آن است و اگر اثری همه ی اصول را رعایت کند ولی مورد پسند مخاطب قرار نگیرد، قطعا خالی از اشکال نیست.

تا اینجا، سخن از ویژگی های نقد خوب بود اما جا دارد در پایان یادآوری شود که نویسندگان نیز باید همواره از دیدگاه های منتقدان آگاه شوند و پیگیر این امرباشند. ناشران نیزمجال بیشتری به منتقدان بدهند و پذیرای کتاب های این حوزه باشد چون معمولا ناشرها توجه چندانی به آثار نوشته شده در زمینه نقد ندارند و بیشتر در پی آثار نویسندگان هستند درحالی که باید با رعایت عدالت دراین عرصه هم به نویسنده وهم به منتقد فضای کار بدهند.

محمد حمله دار

     



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/26:: 7:35 عصر

http://s8.picofile.com/file/8274936418/fbdhbb.JPG

مجری مورد علاقه کودک


«مخاطب ما کودک است. بزرگسال نیست که سروته برنامه را هم بیاوریم و تمام شود.» این جمله جالب از داریوش فرضیایی است. همان عموپورنگ معروف. می خواهد بگوید که بچه ها تمرکز دارند. دل می دهند. برنامه کودک را مهم ترین چیز زندگی شان می دانند. با دقت به اجرای مجری و رخدادهای برنامه نگاه می کنند و هر لحظه منتظر شگفتی، اتفاقات خنده دار و در یک کلام، جذابیت هستند. این ویژگی کودکان، نگارنده را به این واداشت که چند جمله درباره ی بایسته های اجرا برای کودکان و نکاتی که مجری برنامه های کودک باید رعایت کند بنویسد.

نخستین نکته این است که همان طور که در تمام کارها، آموزش دیدن و ارتباط با استاد جایگاه ویژه ای دارد، اجرا برای کودک نیز همین گونه است. در واقع کسانی که به تازگی پا به این عرصه نهاده اند حتما باید خود را به شرکت در دوره های آموزشی مقید کنند و فکرنکنند که مجری گری به مرور و با تجربه آموخته می شود. چنین فکری حتی اگر درست باشد مورد تایید نیست چون تا وقتی که آن مجری تازه کار بخواهد کار را یاد بگیرد بسیاری از مخاطبان را با اجرای ضعیفش فراری داده است.

همچنین مجری افزون بر کلاس باید اهل مطالعه باشد و کتابهای زیادی در حیطه ی کاری خودش به ویژه روان شناسی کودک وادبیات کودک بخواند. مطالعه در این دو عرصه باعث می شوند هم شناخت او از کودکان بالا برود و هم لحن و گفتاری متناسب با سن آنها پیدا کند. امروزه در برنامه های کودک شاهد این هستیم که برخی از مجریان برای برقراری ارتباط بهتر با کودک از واژگانی به شدت کوچه بازاری و سطح پایین استفاده می کنند درحالی که این کار نادرست است چون مجری باید با افزایش گستره واژگانش تسلط بهتری بر سخن گفتن پیدا کند و کلمه هایی ساده و درعین حال مناسب و زیبا برگزیند. مطالعه ی کتاب های کودک افزون بر این مزیت باعث می شوند مجری داستان ها و شعرهای بیشتری در ذهنش داشته باشد که همه ی این باعث تقویت فن بیانش می شوند.

کار دیگری که مایه تقویت جنبه علمی مجری می شود نشست و برخواست و برگزاری جلسات با پیشکسوتان این عرصه است. کاری که مدیران شبکه ها باید همت بیشتری به آن بگمارند. در واقع ارتباط مستمر مجریان جوان با کسانی که سال ها تجربه در این زمینه دارند عامل جلوگیری از آزمون خطا و درنتیجه پیشرفت سریع تر مجریان است.

نکته ی بعدی اینکه مجری نباید به شادی و هیجان بسنده کند بلکه به آموزش غیرمستقیم مفاهیم اخلاقی نیز بپردازد. این کار بسیار نیاز به باریک بینی و دقت دارد چون کودک اصلا دوست ندارد که مجری، آموزگارش باشد بلکه می خواهد او را دوست خود بداند. این جاست که مجری کودک باید با مطالعه فراوان و برنامه ریزی دقیق، راه هایی را پیدا کند که آموزه های مورد نیاز کودک را به گونه ای دلپذیر به او ارئه دهد.

استفاده دقیق و خوب از ترانه و موسیقی یکی از راهکارهای جذاب این عرصه است چون کودک شعر و آهنگ را سریع می آموزد وبه یاد می سپارد. چه کسی است که شعر«اردک تک تک» از عموپورنگ را نشنیده باشد وبه خاطر نداشته باشد؟ دقت کنید که آقای فرضیایی چقدر زیبا مفاهیم دوستی و محبت را در این ترانه گنجانده و به کودک تحویل داده است.

و نکته ی پایانی اینکه می دانیم کودکان از انرژی و هیجانی بی پایان برخوردارند و همواره در پی تخلیه این هیجان هستند. مجری کودک باید توجه داشته باشد که برای برآورده کردن این نیازکودک، تنوع وخلاقیت به خرح دهد چون اگر برنامه کودک، سخنان و کارهای مجری تکراری شوند، کودک ازاین وضع خسته و کسل می شود و برنامه را رها خواهد کرد.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/23:: 11:22 صبح


http://fekreno.org/articlefekreno/arfek627pic1.gif

جایگاه مدیران مدارس در اصلاح سیستم آموزش و پرورش

بی گمان سر تا پای سیستم آموزش و پرورش ایران مورد انتقاد است و مشکلات ژرف و کهنه ای گریبان این وزارت را گرفته اند. اگر اصلاح این سیستم از بالا و در سطح کلان بسیار سخت و زمان بر است، اصلاح آن از پایین یعنی از خود مدارس چندان سخت نیست. کاری که ریش و قیچی اش در دست مدیر مدرسه است. در ادامه می خواهیم به دو مطلب مهم بپردازیم. یکی ویژگی هایی که باید مدیر مدرسه داشته باشد و دیگری پتانسیل و توانمندی های او برای بهینه سازی وضعیت مدرسه از همه ی جهات.

همان گونه که علاقه و استعداد، لازمه ی موفقیت در هر کاری هستند در زمینه مدیریت مدرسه نیز این دو امر جایگاه به سزایی دارند. شاید استعداد به مرور زمان و با افزایش تجربه به دست بیاید اما شوربختانه علاقه چنین نیست و برخی از مدیران جز پر کردن ساعت کاری و دریافت حقوق به چیز دیگری علاقه ندارند و این امر مایه ی حل نشدن مشکلات مدرسه می شود. در واقع مدیری که به کارش علاقه دارد، دارای انگیزه ای نیرومند برای سامان دهی وضع مدرسه اش خواهد بود و مدیری از این انگیزه بی بهره است تلاشی جز برای انجام وظایف اداری اش نخواهد کرد. مدیر با انگیزه مدرسه را زیر ساخت بنیادین جامعه به شمار می آورد و خوب می داند که اگر دانش آموز به خوبی مورد پرورش و آموزش قرار بگیرد در آینده فرد سودمندی برای جامعه خواهد بود. چنین مدیری وقت زیادی برای مطالعه ی کتاب های جامعه شناسی، روان شناسی و مدیریت می گذارد تا با افزایش شناخت و دانسته هایش از شیوه های علمی و درست برای اداره ی مدرسه بهره ببرد.

بی گمان مدیری که از اهمیت مطالعه آگاه است از اهمیت مشاوره نیز اطلاع دارد و مدرسه را به شکل شورایی اداره می کند نه خودکامه و سلطنتی. وزارت آموزش و پرورش با تصویب قانون تشکیل شورای دانش آموزی و شورای والدین در هر مدرسه گام بلند و ارزشمندی در راستای بهره گیری از اندیشه های گوناگون برداشت اما شوربختانه در بیشتر مدارس، این شوراها نمایشی و بی تاثیرند. این جاست که جایگاه مدیر دلسوز مشخص می شود چون مدیری که به مشورت و عقل جمعی باور دارد از ظرفیت این دو شورا به خوبی بهره خواهد برد. شکی نیست که در میان والدین دانش آموزان افرادی فرهیخته و با تجربه وجود دارند که دیدگاه های خوبی برای اداره مدرسه ارائه می دهند.

 از مزایای اهمیت دادن به این شوراها این است که مدیر به طور یکسان با آموزگار، خانواده و دانش آموز همراهی می کند و به خاطر منافع شخصی خود، میانشان تبعیض قایل نمی شود. اکنون در ادامه می خواهیم ببینیم مدیری که این ویژگی ها را دارد چه کارهایی برای مدرسه اش می تواند انجام دهد.

نخستین امری که می توان نام برد برگزاری دوره های مهارتی برای دانش آموزان است. امروزه مهارت آموزی حلقه ی گمشده ی نظام آموزش و پرورش است به گونه ای که دانش آموز پس از 12 سال تحصیل بدون هیچ مهارتی وارد جامعه می شود و هیچ کاری بلد نیست. این در حالی است که دوران طلایی هرکس برای مهارت آموزی دوره ی نوجوانی است. کسی که از نوجوانی به یادگیری یک کار بپردازد قطعا در جوانی و بزرگسالی متخصص آن کار خواهد شد و می تواند به کسب درآمد بپردازد. مدیر از ظرفیت بسیار خوبی برای برگزاری چنین دوره هایی بهره مند است چون فضای آموزشی و کلاس را به رایگان در اختیار دارد. این امر مایه ی کاهش هزینه ی دریافتی از دانش آموز می شود به گونه ای که مدیر تنها باید به فکر هزینه ی استاد و مربی باشد.

افزون بر برگزاری دوره های دانش آموزی، برگزاری دوره های آموزشی برای پدر و مادرها نیز از جمله کارهای بسیار مهم و ضروری است که مدیر باید آن را انجام دهد. هرچند مسئولان مدرسه هر از چند گاهی با خانواده ها جلساتی برگزار می کنند اما ظاهرا آن جلسه ها خروجی چندانی ندارد.

نگارنده به خاطر دارد که در دوران دبیرستان، مسئولان مدرسه جلسات پرشماری با خانواده ها برگزار می کردند اما تنها چیزی که در آن جلسات به آنها می گفتند این بود که موبایل فرزندانتان را چک کنید و اجازه حضور در بسیج  و هیئت را به او ندهید تا فقط مشغول درس باشد. این تذکرات نادرست مایه ی ایجاد مشکلات خانوادگی زیادی در میان دانش آموزان می شد. یعنی جلساتی که باید روش های درست تربیت فرزند را به والدین بیاموزد دقیقا کارکرد برعکسی داشتند و سرچشمه ی بسیاری از مشکلات خانوادگی بودند.

برگزاری جنگ ها و همایش های سرگرم کننده و سودمند نیز از دیگر کارهایی است که مدیر می تواند انجام دهد. یکی از بزرگ ترین انتقاداتی که به سیستم آموزش و پرورش وارد است جذاب نبودن مدرسه می باشد. محدود نکردن جنگ و همایش به دهه ی فجر و برگزاری چنین برنامه هایی در طول سال کمک به سزایی به جذاب شدن مدرسه برای دانش آموزان می کند لذا مدیر باید این امور را در برنامه ی خود بگنجاند.

همایش های دانش آموزی افزون بر اینکه برای دانش آموزان سرگرم کننده اند بسیار آموزنده اند و اطلاعات خوب و مهمی در دست دانش آموز قرار می دهند. کار دیگری که از دست مدیر بر می آید، اجرای طرح های تشویقی برای تقویت درس دانش آموزان است. البته اجرای چنین طرح هایی خوش بختانه در مدارس رایج است اما نکته ای که مدیران باید به آن توجه کنند این است که تشویق ها و جایزه ها را صرفا در ازای کسب نمرات بالا به دانش آموزان ندهند چون نمره ی بالا معمولا در صورت حفظ طوطی وار درس ها به دست می آید و یادگیری درس به این صورت زمان زیادی در ذهن نمی ماند و مدتی پس از امتحانات به فراموشی سپرده می شود بنابراین بهتر است دانش آموزانی مورد تشویق قرار بگیرند که در زمینه ی فعالیت های درسی همچون پژوهش، انجام کارهای عملی، ارائه ی کنفرانس و... تلاش بیشتری کرده اند. این امور مایه درگیر شدن ذهن دانش آموز با درس و یادگیری مطالب به شکل عمقی می گردند. امیدواریم آموز و پرورش به فکر انگیزه سازی برای مدارس باشد تا شاهد بهبودی نظام آموزشی کشور باشیم.

محمد حمله دار

   



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/8/23:: 10:49 صبح

http://tvnasim.ir/media/cache/thumb_single_program_262x262/files/programs/ketab-baz/ketabbazzzz500.jpg

برنامه کتاب باز را ببینیم

کتاب نخوانی از آسیب های کهنه ی جامعه ماست. از دیرباز تاکنون مردم گرفتار معضل کتاب نخواندن بودند و شوربختانه در زمانه ی کنونی نیز با حمله ی شبکه های اجتماعی به سبک زندگی ها، کتاب خوان ها هم کتاب نخوان شده اند و این دیگر بلایی سترگ است. به قول معروف«هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک!»

 در این میان اما صدا و سیما با ساختن یک برنامه ی جالب به نام «کتاب باز» گام خوبی در راستای گسترش فرهنگ مطالعه برداشته است. این برنامه هم به معرفی کتاب می پردازد و هم ایجاد اشتیاق نسبت به مطالعه را در دستور کار دارد ، اما نکته ی جالبش سبک خاصش است. کتاب باز برخلاف برنامه های معمولی معرفی کتاب به سخنرانی کردن یک مجری بسنده نمی کند بلکه از ساختارهای نمایشی شبیه برنامه دورهمی بهره می برد. مثلا در یکی از قسمت ها مجری همچنان که مشغول آشپزی بود با دوست نویسنده اش درباره ی کتاب صحبت می کرد. به نظر من چنین برنامه های خلاقانه ای می توانند تاثیر خوبی بر مخاطب بگذارند و جرقه ی کتاب خوانی را در او روشن کنند.

کتاب باز را یک شنبه ها تا پنج شنبه ها ساعت هشت شب از شبکه ی نسیم ببینید.

محمد حمله دار


کلمات کلیدی : کتاب باز، محمد حمله دار

<   <<   6   7   8      >