سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 97/2/26:: 4:44 عصر

بایستگی آشنایی فزون تر کودکان با شاهنامه

مقدمه

شاهنامه یا به تعبیر استاد کزازی این نامه ی سپند ورجاوند بی مانند قله ی آثار ادبی پارسی است. این اثر شگفت، آسان به دست ما نرسیده و به شهادت تاریخ، تا دویست سال پس از سرایش، مورد سانسور دستگاه حاکم قرار گرفته بود و مردم از آن بی بهره بودند. امروز نیز رسانه های رسمی شاهنامه را آن طور که باید و شاید مورد توجه قرار نمی دهند و از ترویجش غافلند بنابراین وظیفه ی هر ایرانی است که این معجزه ی فردوسی را پاس بدارد و برای پاسداری از شاهنامه چه کاری بهتر از آشناسازی کودکان با آن؟ ما در این مقاله به بایستگی و چگونگی آشنایی فزون تر کودکان با شاهنامه خواهیم پرداخت و امیدواریم این تلاش کوچک در گرایش نسل نو به شاهنامه کارساز باشد.

اهمیت آشناسازی کودکان با شاهنامه

چرا باید کودکان را با شاهنامه آشنا کنیم؟ به راستی شاهنامه چه سخنی برای گفتن دارد که خواندنش برای هر کودک ایرانی و حتی غیر ایرانی بسی سودمند است. در ادامه به پاسخ این پرسش می پردازیم.

لذت بردن از داستان ها

هنگامی که اشعار و قصه های شاهنامه را برای کودک می خوانیم نخستین اتفاقی که می افتد این است که کودک از این داستان ها لذت می برد. انسان در هر سنی از شنیدن داستان لذت می برد و این لذت در کودکی دو چندان است. شنیدن قصه های زیبا و پندآموز شاهنامه به مثابه یک تفریح سالم باعث شادابی روحیه کودک می شود و این امر در پیشگیری از افسردگی و خمودگی او موثر است. به ویژه امروزه که کودکان یکسره سرگرم بازی های رایانه ای و موبایلی هستند و همواره به آسیب هایش دچار می شوند انس با شاهنامه می تواند حال و هوایی تازه در آنان پدید بیاورد و آن ها را از آن فضاهای آسیب رسان دور کند.

تقویت زبان فارسی

ماجرای زبان فارسی ماجرایست که از یک سو باعث اندوه و از یک سو مایه ی افتخار ماست. اندوه به این دلیل که آن قدر واژگان بیگانه در این زبان شیرین راه پیدا کرده اند که هنگام نوشتن و یا سخن گفتن تا نیمی از واژگانی که استفاده می کنیم بیگانه اند اما افتخار به این خاطر که پس از گذشت بیشتر از هزار سال وقتی اشعار فردوسی، رودکی و دیگر شاعران را می خوانیم به آسانی معنایشان را درمی یابیم و کمتر به مراجعه به لغت نامه نیاز پیدا می کنیم.

 این امر خود بیانگر نیرومندی زبان فارسی است که پس از صدها سال همچنان پابرجا و قابل فهم است. روشن است که توان کودک در یادگیری زبان یک توان شگفت آور است و هیچ بزرگسالی به اندازه ی یک کودک نمی تواند با چنان سرعتی زبانی را بیاموزد به همین علت آشناسازی کودک با شاهنامه از همان سنین کم موجب می شود او به خوبی واژگان اصیل پارسی را بیاموزد و به کار ببرد و کمتر در دام واژگان بیگانه بیفتد.

تقویت هویت ملی

آن چه بیشتر از همه در سراسر شاهنامه موج می زند هویت ملی است. حکیم فردوسی به قدری به تاریخ، فرهنگ و منش ایران و ایرانیان پرداخته که شاهنامه به تنهایی می تواند یک کتاب ایران شناسی باشد. در میان تمام آثار ادبی گذشته هیچ اثری را نداریم که همچون شاهنامه درباره ی ایران سخن گفته باشد و ارزش این کشور را نمایان کرده باشد. کودکی که با شاهنامه آشنا باشد به خوبی از هویت ملی خود آگاه است و به آن می بالد و در بزرگسالی هر چقدر با دیگر فرهنگ ها و کشورها آشنا شود باز هم از ایرانی بودن خود پاسداری می کند و کشور و فرهنگش را به دیگر مردمان معرفی می کند.

یادگیری تاریخ

کودکان به اقتضای سنشان چندان از تاریخ لذت نمی برند و گرایشی به آن ندارند. چیزی که می تواند خواندن تاریخ را لذت بخش کند داستانی شدنش است و حکیم فردوسی به بهترین شیوه از پس این کار برآمده. کودک با خواندن شاهنامه یک دور تاریخ ایران باستان را می خواند و به خوبی با سلسله های گذشته به ویژه سلسله با شکوه ساسانیان آشنا می شود و در نتیجه در مدرسه نیز نمرات بهتری در درس تاریخ خواهد گرفت.

فهم فلسفه زندگی

شاهنامه یک کتاب ایدئولوژیک است و ایدئولوژی آن، خردگرایی و نیکوکاری است. شاهنامه به خوبی می تواند به زندگی معنا ببخشد و انسان را از دام پوچی رها سازد. امروزه در دانش روان شناسی نیز مکتبی به نام مکتب معنا درمانی وجود دارد و اندیشمندان غربی مردم را به یافتن معنای زندگی تشویق می کنند. فردوسی ابیات فراوانی را در ستایش خردگرایی و نیکوکاری سروده و خواندن این ابیات فلسفه زندگی را به کودک نشان می دهد و به او می آموزد که همواره بر پایه خرد و نیکویی رفتار کند.

یادگیری نکات اخلاقی

 شاهنامه به راستی کتاب اخلاق است. مگر می شود کودکی داستان سیاوش را بخواند و به اهمیت وفای به عهد و پیمان پی نبرد. مگر می شود کودکی داستان سپردن بهمن به رستم را بخواند و به اهمیت تربیت صحیح پی نبرد. مگر می شود کودکی داستان رزم تن به تن اسکندر با فور هندی را بخواند و پی نبرد که حاکمان باید مشکلاتشان را شخصا حل کنند و کمتر مردم را به جان یکدیگر اندازند. اگر بخواهیم از این نمونه ها بیاوریم باید مقاله و حتی کتابی جداگانه بنویسیم و در آن به فراخی روشن کنیم که شاهنامه چه اندازه درس اخلاق است و انسانیت را به انسان می آموزد.

چگونگی آشنایی فزون تر کودکان با شاهنامه

اکنون که برخی از دلایل بایستگی آشنایی فزون تر کودکان با شاهنامه را بررسی کردیم می خواهیم چگونگی این آشناسازی را نیز بررسی کنیم. در ادامه به چند روش سودمند و کارساز می پردازیم:

شاهنامه خوانی در خانواده

بی گمان آسان ترین و ارزان ترین راه معرفی شاهنامه به کودکان تعریف کردن قصه هایش در جمع های خانوادگی است. این سنت از دیرباز میان ایرانیان رواج داشته به گونه ای که بارها از پدربزرگ ها و مادربزرگ هایمان شنیده ایم که بزرگان فامیل همواره در مناسبت های گوناگون و حتی روزهای عادی برایشان از شاهنامه می گفتند. امروز، اما بزرگترها و کوچکترها سرگرم موبایل و تلویزیون شده اند و این سنت دیرینه کم رنگ شده ولی می توان آن را زنده کرد و کودکان را بر سر سفره ی گسترده ی شاهنامه نشاند. وانگهی امتیاز شاهنامه بر بسیاری از آثار ادبی همین است که برای کودکان نیز جذاب است. مثلا دیوان حافظ با تمام زیبایی اش، برای کودکان گیرایی لازم را ندارد اما شاهنامه همچون همچون آثار مولوی و سعدی می تواند در ذهن و دل کودکان جای بگیرد.

بازنویسی ها

یکی از امور فرخنده ی بازار کتاب ما که دل هر ایرانی را شاد می کند این است که ده ها بازنویسی مختلف از شاهنامه وجود دارد که قصه های آن را به زبانی ساده و کودکانه بیان کرده اند به گونه ای که حتی کودکان دوره ی ابتدایی نیز می توانند به آسانی آن ها را بخوانند و بفهمند. جای سپاسگزاری و خوشحالی است که ناشران و نویسندگان زیادی همت ورزیده اند و شاهنامه را چه به شکل کامل و چه به شکل گلچین، بازنویسی و در اختیار کودکان قرار داده اند. والدین و معلمان می توانند به خوبی از این فرصت بهره مند شوند و در مناسبت های مختلف این کتاب ها را به کودکان هدیه دهند.

انیمیشن

یکی از انتقادات ما به رسانه های رسمی این است که هنوز شاهنامه را آن طور که شایسته است در قالب انیمیشن درنیاورده اند و آن را از این راه به کودکان ایران و جهان معرفی نکرده اند. با این حال کارتون ها و انیمیشن هایی به طور پراکنده ساخته شده اند که قصه های شاهنامه را به تصویر کشیده اند و می توان آن ها را برای کودکان به نمایش درآورد.

بازی های رایانه ای

در زمینه رایانه ای و موبایلی نیز وضعیت درست مانند انیمیشن است. تاکنون بازیِ در شأن شاهنامه ساخته نشده ولی به هرحال بازی هایی در این زمینه هست که می توان آن ها را به کودکان معرفی کرد. امروزه کودکان و نوجوانان اعتیاد عجیبی به این بازی ها پیدا کرده اند و کمتر نوجوانی می توان یافت که بر تلفن همراهش چندین بازی نصب نکرده باشد پس والدین می توانند از فرزندانشان بخواهند که در کنار بازی های مختلفی که دارند بازی هایی با محوریت شاهنامه نیز نصب کنند و از آن ها لذت ببرند.

تئاترهای مدرسه ای

در همه ی مدارس هر از گاهی تئاترهایی با بازی خود دانش آموزان برگزار می شود. مسئولان فرهنگی مدرسه می توانند با راهنمایی کردن دانش آموزان آن ها را به اجرای نمایش هایی با موضوع شاهنامه تشویق کنند.

تهیه نوشت افزارهای مرتبط

بیشتر کودکان ترجیح می دهند از نوشت افزارهایی استفاده کنند که تصاویر شخصیت های کارتونی خارجی بر آن ها نقش بسته و این به این دلیل است که کودک آن شخصیت ها را  به خوبی می شناسد اما در سایه غفلت جامعه، آشنایی چندانی با پهلوانان ایرانی شاهنامه ندارد. والدین می توانند پس از آشنا کردن فرزندان با شاهنامه از راه های گفته شده، نوشت افزارهایی با این تصاویر برایشان تهیه کنند.

نصب تابلوی شعر در خانه

نصب تابلوهایی از اشعار شاهنامه یا نقاشی های آن و یا تصاویر آرامگاه فردوسی در خانه باعث می شود کودک هر روز چشمش به آن جا بیفتد و در نتیجه از لحاظ ذهنی آماده پذیرش شاهنامه می گردد.

بازدید از آرامگاه فردوسی

بازدید از آرامگاه فردوسی و عکس گرفتن کنار ان نیز می تواند در آشنا کردن کودکان با این شاعر گرانقدر کارساز باشد.

 

در پایان می توان گفت که راه برای آشناسازی کودکان با شاهنامه باز است و به راحتی می توان به آن پرداخت پس چه خوب است که به این امر توجه لازم داشته باشیم

محمد حمله دار



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/6/4:: 7:16 عصر

 

http://s9.picofile.com/file/8304677068/shahname02973.jpg

 

 

شاهنامه را به خانه ببریم!

 شاهنامه فردوسی ارزشمندترین میراث ملی ما ایرانیان و سرشار از زیبایی، شگفتی و آموزه های اخلاقی است. کشورهای غربی داستان ها و حماسه هایشان را به مدد قدرت سینمایی شان به تمام دنیا صادر کرده اند و انصافا در این زمینه خوب عمل کرده اند طوری که اکنون بسیاری از ما ارباب حلقه ها، هری پاتر و بازی تاج و تخت را خوانده ایم و دیده ایم اما با شاهنامه ی خودمان بیگانه ایم در حالی که شاهنامه اگر برتر از آن آثار نباشد کمتر نیست.

 نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که ما هرچند در زمینه به تصویر کشیدن شاهنامه ضعیف عمل کرده ایم و تاکنون هیچ فیلم، سریال و انیمیشن قابل توجهی نساخته ایم اما انصافا در زمینه کتاب عملکرد درخشانی داشتیم به گونه ای که اکنون هر شخصی با هر سنی و با هرسوادی می تواند یکی از بازنویسی های نثر شاهنامه را که مناسبش است برگزیند و بخواند و لذت ببرد.

 البته خواندن بازنویسی به معنای کنار گذاشتن خود شاهنامه نیست بلکه می توان پا به پای خواندن آن ها اصل شاهنامه را نیز خواند چون به هرحال ادبیات فردوسی سنگین و فهم آن کمی سخت است.

 در این یادداشت چند نمونه از همین بازنویسی ها را معرفی می کنیم تا والدین و فرزندان بتوانند همراه هم شاهنامه را به خانواده شان دعوت کنند:


بازنویسی مناسب برای جوانان:

- دفتر دانایی و داد به قلم استاد میرجلال الدین کزازی؛ انتشارات معین.

 این کتاب متن کامل شاهنامه به نثر است و ویژگی مهم آن همسو و همساز بودن زبانش با زبان شاهنامه است. این کتاب به پارسی خالص نوشته شده و در سراسر آن هیچ واژه ی بیگانه ای پیدا نمی کنید.


بازنویسی مناسب برای نوجوانان:

- قصه های شاهنامه به قلم آتوسا صالحی؛ انتشارات افق.

 این مجموعه در قالب دوازده جلد چاپ شده و نثری روان مناسب برای نوجوانان دارد.

 - داستان های کامل شاهنامه فردوسی به قلم رقیه فراهانی؛ انتشارات پدیده دانش.

 این کتاب در دو جلد چاپ شده و متن کامل شاهنامه را به نثر روان ارائه داده است.

- افسانه های شاهان و پهلوانان به قلم م. آزاد انتشارات مهاجر.

 این مجموعه بازنویسی کامل شاهنامه و مناسب نوجوانان است.


 بازنویسی مناسب برای کودک:

- قصه های تصویری از شاهنامه به قلم حسین فتاحی؛ انتشارات قدیانی.

 این مجموعه در قالب دوازده جلد مصور چاپ شده و برای کودکان ابتدایی مناسب است.

- قصه های شاهنامه به قلم م. آزاد؛ انتشارات مهاجر.

 این مجموعه در قالب چندین جلد مصور جذاب چاپ شده است.

 

محمد حمله دار

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/13:: 6:11 عصر

 

پاداش مبارزه با سنت های نادرست (نگاهی به داستان ازدواج زال و رودابه در شاهنامه)

 

زال را می توان از نظر الگویی بهترین شخصیت شاهنامه دانست. او یک کار بزرگ کرد و جناب فردوسی در ازای این کار بزرگ پاداشی سترگ به وی داد و آن جاودانگی بود. البته در شاهنامه به صراحت نیامده که زال جاودانه و فناناپذیر شد اما هرگز خبری از مرگ او نمی شنویم. همچنین شاهد زنده بودن او پس از سال های دراز و مرگ بسیاری از هم دوره ای هایش هستیم اما زال چه کرد؟

مسئله نژاد از امور بسیار مهم نزد ایرانیان قدیم بوده است. حکیم توس این مسئله را به خوبی در جای جای شاهنامه نشان می دهد. همچنین اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم می بینیم که جامعه طبقاتی ایران چقدر بر مبنای نژاد تقسیم بندی شده بود.

حال با توجه به این که مردم و صد البته شاهان قدیم ایرانی نژاد را سنجه (معیار) اصلی همه روابط خود قرار داده بودند فرض کنید پهلوانی ایرانی بخواهد با دختری از نژاد دشمن بزرگ ایران یعنی ضحاک ازدواج کند! زال فرزند سام سردار سپاه ایران در پی ماجرایی با رودابه آشنا می شود. رودابه ای که فرزند مهراب از نوادگان ضحاک بود. این دو عاشق هم می شوند و تصمیم قطعی خود را برای ازدواج اعلام می کنند اما مگر چنین چیزی امکان پذیر است؟ فرزند سردار بزرگ سپاه ایران دختری از نژاد دشمن را به همسری برگزیند؟

 شاه آن زمان یعنی منوچهر با آگاه شدن از داستان به اندازه ای خشمگین می شود که تصمیم می گیرد به کشور مهراب حمله کند و نه تنها رودابه بلکه همه مردم آن دیار را قتل عام کند در این میان داستان هایی رخ می دهند و خلاصه نه تنها این جنگ اتفاق نمی افتد که در پی پافشاری زال و میانجیگری سیندخت مادر رودابه، منوچهر و سام راضی به آن وصلت می شوند و زال و رودابه با هم ازدواج می کنند.

نکته ی آموزنده این داستان همین سنت شکنی زال بود. در واقع او خطرهای بزرگ را به جان خرید تا با یک سنت نادرست یعنی مسئله اهمیت به نژاد مبارزه کند و پیروز هم می شود. استاد توس نیز با زنده نگه داشتن او در سراسر شاهنامه به خواننده گوشزد می کند که باید با سنت های غلط مخالفت کرد تا از نتایج ارزشمند این کار بهره مند شد.

محمد حمله دار

 

  



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/1:: 6:41 عصر

http://s8.picofile.com/file/8275568726/fdbddd454gd.JPG

شاهنامه پژوه یا هری پاتر پژوه ؟

تاکنون بسیار شنیده ایم که فلان استاد، «پژوهشگر شاهنامه» یا «پژوهشگر گلستان سعدی» یا «پژوهشگر مثنوی معنوی» است اما آیا تا کنون شنیده اید که بگویید فلانی پژوهشگر هری پاتر یا نغمه آتش و یخ یا نارنیا باشد؟ چرا ما شاهنامه پژوه داریم ولی هری پاتر پژوه نداریم؟ این پرسش ها همواره مرا به یاد ضرب المثل مرغ همسایه غاز است می اندازند. در واقع مرغ همسایه در این جا آثاری هستند که به گذشته ها تعلق دارند و صدها سال پیش نوشته شده اند. گویا قدمت به تنهایی برای یک اثر ارزش به شمار می رود و به نظر من این امر نمی تواند درست باشد.

اساتید ادبیات، نخبگان و فرهیختگان همواره آثار قدیمی را به چشم ارزشمندترین کتاب ها می نگرند و نسبت به آثار نو و معاصر به ویژه آثاری که نویسندگانشان هنوز زنده اند موضعی منفی یا حداقل ساکت و بی طرف دارند. انگار حتما یک نویسنده باید بمیرد و چند صد سال از مرگش بگذرد تا جامعه ادبی به فکر تحلیل و تجلیل آثارش بپردازد.

بزرگانی همچون استاد کزازی، شفیعی کدکنی، زرین کوب و... عمرشان را برای تحلیل و بررسی گنجینه های ادبی گذشته گذاشته اند اما چرا کسی حاضر نیست عمرش را برای تحلیل رمان های جدید بگذارد؟ رمان هایی که میان نسل نو به مراتب دلپذیرتر و شناخته تر از آثار قدیم هستند و فروششان صدها برابر کتاب های قدیم است.

علت و چرایی این وضعیت را شاید بتوان در شکاف نسلی جست جو کرد. یادم می آید شبی با یکی از دوستان سرگرم چت بودم. از من پرسید این روزها مشغول خواندن چه کتابی هستی و من در پاسخ گفتم شاهنامه. هنگامی که این را گفتم او چندین شکلک و استیکر تعجب برایم فرستاد. یعنی برایش شگفت انگیز بود که فردی هم سن و سال من شاهنامه بخواند. این امر بیانگر همان شکاف نسلی است. یعنی اساتید و ادیبان مسن فقط بر آثار گذشته تمرکز کرده اند و جوانان فقط بر گنجینه های ادبی امروزی.

 این شکاف نسلی باعث شده هر دو گروه از ارزش آثار قدیم و جدید بی اطلاع و نا آگاه بمانند. جوانان، شاهنامه ها و گلستان ها را به بهانه قدیمی بودن زبان نمی خوانند و از سویی دیگر فرهیختگان و اساتید ادبیات رمان های عظیمی همچون نغمه آتش و یخ و هری پاتر را به چشم آثاری سطحی و عوامانه نگاه می کنند در حالی که از شکوه و ژرفای این آثار بی خبرند.

البته این وضعیت یک نتیجه ی مثبت هم داشته و آن اینکه جوانان هنگامی که دیدند استادان ادب و نخبگان توجهی به رمان های نو ندارند خودشان دست به کار شده و با راه اندازی مجله های اینترنتی و سایت های گوناگون به معرفی و بررسی این آثار پرداختند. وقتی به نمونه هایی همچون مجله فانوس، مجله شگفت زار، سایت دمنتور، و ده ها نمونه دیگر نگاه می کنیم می بینیم که جوانان و حتی نوجوانان با نگاهی ژرف و موشکافانه به تحلیل آثار جدید می پردازند و این پدیده خشنود کننده ای است. این امر ثابت می کند که آثار جدید نیز همچون آثار گذشته، پربار و پرمفهوم هستند و باید مورد توجه قرار گیرند.

 حاصل سخن اینکه نباید میان آثار ادبی تبعیض قائل شویم. قدمت را سنجه و ملاک برتری ندانیم و بپذیریم که هم گنجینه های گذشته و هم گنجینه های امروزی سرشار از مفاهیم و آموزه ها هستند و در یک جمله، ساختار و درون مایه را معیار ارزش گذاری قرار دهیم نه زمان و زبان.

محمد حمله دار