سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/6/4:: 7:16 عصر

 

http://s9.picofile.com/file/8304677068/shahname02973.jpg

 

 

شاهنامه را به خانه ببریم!

 شاهنامه فردوسی ارزشمندترین میراث ملی ما ایرانیان و سرشار از زیبایی، شگفتی و آموزه های اخلاقی است. کشورهای غربی داستان ها و حماسه هایشان را به مدد قدرت سینمایی شان به تمام دنیا صادر کرده اند و انصافا در این زمینه خوب عمل کرده اند طوری که اکنون بسیاری از ما ارباب حلقه ها، هری پاتر و بازی تاج و تخت را خوانده ایم و دیده ایم اما با شاهنامه ی خودمان بیگانه ایم در حالی که شاهنامه اگر برتر از آن آثار نباشد کمتر نیست.

 نکته ای که باید به آن اشاره کرد این است که ما هرچند در زمینه به تصویر کشیدن شاهنامه ضعیف عمل کرده ایم و تاکنون هیچ فیلم، سریال و انیمیشن قابل توجهی نساخته ایم اما انصافا در زمینه کتاب عملکرد درخشانی داشتیم به گونه ای که اکنون هر شخصی با هر سنی و با هرسوادی می تواند یکی از بازنویسی های نثر شاهنامه را که مناسبش است برگزیند و بخواند و لذت ببرد.

 البته خواندن بازنویسی به معنای کنار گذاشتن خود شاهنامه نیست بلکه می توان پا به پای خواندن آن ها اصل شاهنامه را نیز خواند چون به هرحال ادبیات فردوسی سنگین و فهم آن کمی سخت است.

 در این یادداشت چند نمونه از همین بازنویسی ها را معرفی می کنیم تا والدین و فرزندان بتوانند همراه هم شاهنامه را به خانواده شان دعوت کنند:


بازنویسی مناسب برای جوانان:

- دفتر دانایی و داد به قلم استاد میرجلال الدین کزازی؛ انتشارات معین.

 این کتاب متن کامل شاهنامه به نثر است و ویژگی مهم آن همسو و همساز بودن زبانش با زبان شاهنامه است. این کتاب به پارسی خالص نوشته شده و در سراسر آن هیچ واژه ی بیگانه ای پیدا نمی کنید.


بازنویسی مناسب برای نوجوانان:

- قصه های شاهنامه به قلم آتوسا صالحی؛ انتشارات افق.

 این مجموعه در قالب دوازده جلد چاپ شده و نثری روان مناسب برای نوجوانان دارد.

 - داستان های کامل شاهنامه فردوسی به قلم رقیه فراهانی؛ انتشارات پدیده دانش.

 این کتاب در دو جلد چاپ شده و متن کامل شاهنامه را به نثر روان ارائه داده است.

- افسانه های شاهان و پهلوانان به قلم م. آزاد انتشارات مهاجر.

 این مجموعه بازنویسی کامل شاهنامه و مناسب نوجوانان است.


 بازنویسی مناسب برای کودک:

- قصه های تصویری از شاهنامه به قلم حسین فتاحی؛ انتشارات قدیانی.

 این مجموعه در قالب دوازده جلد مصور چاپ شده و برای کودکان ابتدایی مناسب است.

- قصه های شاهنامه به قلم م. آزاد؛ انتشارات مهاجر.

 این مجموعه در قالب چندین جلد مصور جذاب چاپ شده است.

 

محمد حمله دار

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/13:: 6:11 عصر

 

پاداش مبارزه با سنت های نادرست (نگاهی به داستان ازدواج زال و رودابه در شاهنامه)

 

زال را می توان از نظر الگویی بهترین شخصیت شاهنامه دانست. او یک کار بزرگ کرد و جناب فردوسی در ازای این کار بزرگ پاداشی سترگ به وی داد و آن جاودانگی بود. البته در شاهنامه به صراحت نیامده که زال جاودانه و فناناپذیر شد اما هرگز خبری از مرگ او نمی شنویم. همچنین شاهد زنده بودن او پس از سال های دراز و مرگ بسیاری از هم دوره ای هایش هستیم اما زال چه کرد؟

مسئله نژاد از امور بسیار مهم نزد ایرانیان قدیم بوده است. حکیم توس این مسئله را به خوبی در جای جای شاهنامه نشان می دهد. همچنین اگر نگاهی به تاریخ بیندازیم می بینیم که جامعه طبقاتی ایران چقدر بر مبنای نژاد تقسیم بندی شده بود.

حال با توجه به این که مردم و صد البته شاهان قدیم ایرانی نژاد را سنجه (معیار) اصلی همه روابط خود قرار داده بودند فرض کنید پهلوانی ایرانی بخواهد با دختری از نژاد دشمن بزرگ ایران یعنی ضحاک ازدواج کند! زال فرزند سام سردار سپاه ایران در پی ماجرایی با رودابه آشنا می شود. رودابه ای که فرزند مهراب از نوادگان ضحاک بود. این دو عاشق هم می شوند و تصمیم قطعی خود را برای ازدواج اعلام می کنند اما مگر چنین چیزی امکان پذیر است؟ فرزند سردار بزرگ سپاه ایران دختری از نژاد دشمن را به همسری برگزیند؟

 شاه آن زمان یعنی منوچهر با آگاه شدن از داستان به اندازه ای خشمگین می شود که تصمیم می گیرد به کشور مهراب حمله کند و نه تنها رودابه بلکه همه مردم آن دیار را قتل عام کند در این میان داستان هایی رخ می دهند و خلاصه نه تنها این جنگ اتفاق نمی افتد که در پی پافشاری زال و میانجیگری سیندخت مادر رودابه، منوچهر و سام راضی به آن وصلت می شوند و زال و رودابه با هم ازدواج می کنند.

نکته ی آموزنده این داستان همین سنت شکنی زال بود. در واقع او خطرهای بزرگ را به جان خرید تا با یک سنت نادرست یعنی مسئله اهمیت به نژاد مبارزه کند و پیروز هم می شود. استاد توس نیز با زنده نگه داشتن او در سراسر شاهنامه به خواننده گوشزد می کند که باید با سنت های غلط مخالفت کرد تا از نتایج ارزشمند این کار بهره مند شد.

محمد حمله دار

 

  



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/9/1:: 6:41 عصر

http://s8.picofile.com/file/8275568726/fdbddd454gd.JPG

شاهنامه پژوه یا هری پاتر پژوه ؟

تاکنون بسیار شنیده ایم که فلان استاد، «پژوهشگر شاهنامه» یا «پژوهشگر گلستان سعدی» یا «پژوهشگر مثنوی معنوی» است اما آیا تا کنون شنیده اید که بگویید فلانی پژوهشگر هری پاتر یا نغمه آتش و یخ یا نارنیا باشد؟ چرا ما شاهنامه پژوه داریم ولی هری پاتر پژوه نداریم؟ این پرسش ها همواره مرا به یاد ضرب المثل مرغ همسایه غاز است می اندازند. در واقع مرغ همسایه در این جا آثاری هستند که به گذشته ها تعلق دارند و صدها سال پیش نوشته شده اند. گویا قدمت به تنهایی برای یک اثر ارزش به شمار می رود و به نظر من این امر نمی تواند درست باشد.

اساتید ادبیات، نخبگان و فرهیختگان همواره آثار قدیمی را به چشم ارزشمندترین کتاب ها می نگرند و نسبت به آثار نو و معاصر به ویژه آثاری که نویسندگانشان هنوز زنده اند موضعی منفی یا حداقل ساکت و بی طرف دارند. انگار حتما یک نویسنده باید بمیرد و چند صد سال از مرگش بگذرد تا جامعه ادبی به فکر تحلیل و تجلیل آثارش بپردازد.

بزرگانی همچون استاد کزازی، شفیعی کدکنی، زرین کوب و... عمرشان را برای تحلیل و بررسی گنجینه های ادبی گذشته گذاشته اند اما چرا کسی حاضر نیست عمرش را برای تحلیل رمان های جدید بگذارد؟ رمان هایی که میان نسل نو به مراتب دلپذیرتر و شناخته تر از آثار قدیم هستند و فروششان صدها برابر کتاب های قدیم است.

علت و چرایی این وضعیت را شاید بتوان در شکاف نسلی جست جو کرد. یادم می آید شبی با یکی از دوستان سرگرم چت بودم. از من پرسید این روزها مشغول خواندن چه کتابی هستی و من در پاسخ گفتم شاهنامه. هنگامی که این را گفتم او چندین شکلک و استیکر تعجب برایم فرستاد. یعنی برایش شگفت انگیز بود که فردی هم سن و سال من شاهنامه بخواند. این امر بیانگر همان شکاف نسلی است. یعنی اساتید و ادیبان مسن فقط بر آثار گذشته تمرکز کرده اند و جوانان فقط بر گنجینه های ادبی امروزی.

 این شکاف نسلی باعث شده هر دو گروه از ارزش آثار قدیم و جدید بی اطلاع و نا آگاه بمانند. جوانان، شاهنامه ها و گلستان ها را به بهانه قدیمی بودن زبان نمی خوانند و از سویی دیگر فرهیختگان و اساتید ادبیات رمان های عظیمی همچون نغمه آتش و یخ و هری پاتر را به چشم آثاری سطحی و عوامانه نگاه می کنند در حالی که از شکوه و ژرفای این آثار بی خبرند.

البته این وضعیت یک نتیجه ی مثبت هم داشته و آن اینکه جوانان هنگامی که دیدند استادان ادب و نخبگان توجهی به رمان های نو ندارند خودشان دست به کار شده و با راه اندازی مجله های اینترنتی و سایت های گوناگون به معرفی و بررسی این آثار پرداختند. وقتی به نمونه هایی همچون مجله فانوس، مجله شگفت زار، سایت دمنتور، و ده ها نمونه دیگر نگاه می کنیم می بینیم که جوانان و حتی نوجوانان با نگاهی ژرف و موشکافانه به تحلیل آثار جدید می پردازند و این پدیده خشنود کننده ای است. این امر ثابت می کند که آثار جدید نیز همچون آثار گذشته، پربار و پرمفهوم هستند و باید مورد توجه قرار گیرند.

 حاصل سخن اینکه نباید میان آثار ادبی تبعیض قائل شویم. قدمت را سنجه و ملاک برتری ندانیم و بپذیریم که هم گنجینه های گذشته و هم گنجینه های امروزی سرشار از مفاهیم و آموزه ها هستند و در یک جمله، ساختار و درون مایه را معیار ارزش گذاری قرار دهیم نه زمان و زبان.

محمد حمله دار