سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/10/5:: 6:52 عصر

http://s9.picofile.com/file/8279931250/yj%DB%8C%DB%8C%DB%8Cf.JPG

حال و روز کودکان پرورشگاهی

وضعیت کودکان پرورشگاهی را نمی توان قابل قبول دانست. کودکان بی سرپرست و بد سرپرستی که به بهزیستی منتقل می شوند باید در شرایط و محیطی قرار بگیرند که درد خانواده نداشتن برایشان جبران شود اما اوضاع به گونه ی دیگری رقم می خورد. این اوضاع هم شامل مدت زمانی است که  آن کودکان در پرورشگاه زندگی می کنند و هم پس از استقلال آن ها را در بر می گیرد. در ادامه برخی از مشکلات پرورشگاه ها را می آوریم.

1- فضای کم

فضای پرورشگاه باید تا حد امکان مانند خانه باشد و حالت پادگانی و اردویی به خود نگیرد. لازمه ی این امر بزرگ بودن ساختمان پرورشگاه است اما چنین نیست و معمولا در هر  پرورشگاه دو برابر ظرفیت آن، کودک نگه داری می شود. محدودیت فضا برای کودکانی که به طور طبیعی اهل جنب و جوش هستند طاقت فرساست و امکان بازی و شادی را از آنها می گیرد.

2- مربیان بی عاطفه

بیشتر مربیانی که در پرورشگاه ها فعالیت دارند صرفا به وظایف اداری و محیطی خود عمل می کنند و توجهی به عواطف کودکان ندارند درحالی که بزرگ ترین نیاز کودکانی که خانواده ندارند محبت است. کودکی که از مهر پدر و مادر بی بهره است انتظار دارد دست کم از مربی خود روی خوش ببیند اما مربیان به این بهانه که توان برقراری ارتباط عاطفی با سی چهل نفر را ندارند، رفتار خشکی از خود بروز می دهند.

3- آموزش های ناقص

آموزش از مهم ترین اموری است که باید به بهترین شکل به کودکان بهزیستی ارائه شود اما وضعیت آموزشی پرورشگاه ها به اندازه ای ضعیف است که باید آن را بحرانی توصیف کرد. اساسی ترین چیزی که باید به این کودکان آموزش داده شود روش زندگی جامعه پس از استقلال است تا یک کودک بداند پس از 18 سالگی که از پرورشگاه مستقل می شود با چه جامعه ای روبه رو خواهد شد. سازمان بهزیستی در این زمینه بسیار ضعیف عمل می کند به گونه ای که بسیاری از این کودکان پس از استقلال و ورود به جامعه دچار مشکلات زیادی می شوند. در واقع یک کودک به مدت 18 سال در پرورشگاه می ماند و دولت آن همه برای او هزینه می کند اما در پایان و با مستقل شدنش در دام آسیب های اجتماعی می افتد چون پیش از آن با اصول زندگی در جامعه و حقوق شهروندی آشنا نشده بود.

مسئله ی دیگر عدم مهارت  آموزی به این کودکان است لذا آن ها پس از استقلال هیچ کاری بلد نیستند و طبیعتا یا گرفتار بیکاری می شوند یا باید به مشاغل موقتی و سطح پایین تن بدهند که نه فایده اقتصادی برایشان دارد نه فایده مهارتی.

4- قطع حمایت بهزیستی پس از استقلال

وقتی یک کودک پرورشگاهی به 18 سالگی می رسد باید پرورشگاه را برای همیشه رها کند. سازمان بهزیستی برای اینکه دست او خالی نباشد مبلغی در حدود 18 میلیون تومان به او می دهد. حالا یک نوجوان 18 ساله با 18 میلیون باید به فکر مسکن، ازدواج و اشتغال خود باشد! طبیعتا چنین چیزی امکان پذیر نیست و سازمان باید پشتیبانی خود را از این افراد ادامه دهد اما به بهانه کمبود بودجه از این کار سرباز می زند.

چه باید کرد؟

بهترین و منطقی ترین راه برای حل مشکلات کودکان پرورشگاهی انتقال آن ها به خانواده های متقاضی است اما متاسفانه قوانین این امر به اندازه ای سخت هستند که کمتر خانواده ای می تواند به آن تن بدهند. توجه دولت به این کودکان و آینده مبهم آن ها چیزی است که می توانند زمینه تسهیل قوانین فرزند خواندگی را فراهم کند اما افسوس که هیچ کس به این کودکان بی کس کاری ندارد.

محمد حمله دار