سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/6/1:: 6:40 عصر

http://s8.picofile.com/file/8304402392/1813sddsfdfdfds20_632.jpg

 

عوارض بمباران آموزشی فرزند

 تعطیلات تابستانی ایام شادی بیشتر دانش آموزان است اما برای عده ای از آن ها این سه ماه، عزا و مصیبت هستند چون این دسته از دانش آموزان در تابستان مجبورند به دستور والدین در چندین کلاس آموزشی و هنری شرکت کنند.

 در واقع بیشتر والدین دوست دارند فرزندشان این سه ماه فراغت را به بطالت نگذارند و با شرکت در یک یا دو دوره ی آموزشی، حرفه یا هنر مفیدی را بیاموزد اما برخی از پدر و مادرها به یکی دو کلاس قانع نمی شوند و صبح تا شب فرزند را با دوره های گوناگون بمباران می کنند.

 استدلال عده ای از آن ها این است که ما خودمان در دوران نوجوانی از این امکانات بی بهره بودیم و به همین علت پیشرفت چشمگیری در زندگی مان نداشتیم پس خوب است که فرزندمان با بهره گیری از این موقعیت به جایگاه های خوبی در زندگی اش برسد.

 عده ی دیگری از والدین این طور دلیل می آورند که به قول معروف یادگیری در سن کم نقش بر سنگ است و نوجوانان باید بیشترین استفاده علمی را از این دوره ببرند. هر چند این حرف ها دلایل قانع کننده ای به نظر می رسند اما روشن است که افراط در هر کاری اشتباه است. برخی از عوارض این بمباران آموزشی را مرور می کنیم:

بی علاقگی حاصل از اجبار

 فرزند برای شرکت در دوره های تابستانی باید حق انتخاب داشته باشد و قطعا اگر به خودش باشد حاضر نمی شود که پنج یا شش دوره را برگزیند زیرا هر انسانی به تعداد اندک و مشخصی از رشته ها علاقه مند است. والدینی که فرزندشان را به زور وادار به شرکت در چندین رشته می کنند باعث می شوند او با بی علاقگی و بی حوصلگی سرکلاس ها حاضر شود و چیزی یاد نگیرد.

 همه کاره هیچ کاره

 کسی که در تعداد زیادی از دوره ها شرکت کند به معنای واقعی کلمه همه کاره هیچ کاره می شود. او از هر رشته ای مقدار اندکی اطلاعات دارد اما در هیچ رشته ای متخصص نیست و این ضرری جدی است. اگر می بینیم دانشمندان گذشته مثل ابن سینا و دیگران همزمان هم پزشک بودند هم منجم هم ریاضیدان و... به این علت بود که دانش های قدیم محدود بودند و یک فرد می توانست در چند رشته متخصص شود اما امروزه علم و هنر به قدری پیشرفت کرده اند که محال است کسی بتواند در بیش از یک رشته به شکل حرفه ای کار کند.

 انفجار حاصل از بمباران

 اتفاقی که برای همه ی این نوجوانان نگونبخت می افتد انفجار خشم و خستگی ناشی از بمباران علمی است. آن ها به یکباره همه چیز را رها می کنند و دیگر حاضر به یادگیری حتی یک رشته هم نخواهند بود و راه بیکاری و بطالت پیش خواهند گرفت.

 غرور بی جا

عده ای از نوجوانان وقتی می بینند همسالانشان فقط در یک رشته مشغول آموزش دیدن هستند ولی خودشان به چندین و چند کلاس رنگارنگ می روند دچار غرور کاذب می شوند. آن ها فکر می کنند از دیگران باهوش ترند و از دماغ فیل افتاده اند و به همین خاطر با دوستان و اطرافیانشان برخورد سرد و متکبرانه ای خواهند داشت.

 فرصت سوزی

 دوره ی کودکی دوره ی بازی و شادی و خوش گذرانی است. دوره ای که گاهی برخی از شیرین ترین خاطرات انسان در آن رقم می خورد. بدون شک لذتی که در بازی های کودکانه، شهربازی رفتن، ارتباط با همبازی ها و تفریح های گوناگون وجود دارد در کودکی مزه ی دیگری می دهند و در بزرگسالی قابل جبران نیستند. والدین نباید فرصت این شادی های خاطره انگیز را از کودک بگیرند زیرا در این صورت او در آینده حسرت زیادی بابت این امر خواهد خورد.

در پایان باید گفت که یادگیری را محدود به شرکت در کلاس ندانید. اگر خود والدین در کاری متخصص باشند خودشان می توانند بهترین معلم فرزندشان باشند بنابراین اگر حرفه خاصی بلدید آن را به فرزندتان بیاموزید همچنین اگر فرزندتان به کارهای فنی علاقه مند است بهترین کاری که می توانید بکنید این است که او را تشویق کنید در این سه ماه در یک مغازه ای شاگردی کند تا هم حرفه را بیاموزد و هم به کسب درآمد بپردازد.

محمد حمله دار