سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/24:: 6:53 عصر

http://s9.picofile.com/file/8291972876/138351_138616.jpg

 

چگونه وابستگی کودک به تلویزیون را کاهش دهیم؟

 

در سال های پیش سهم کودک از تلویزیون محدود به یکی دو شبکه و تعداد کمی برنامه و کارتون بود با این حال در آن زمان هم برخی از والدین از وابستگی بیش از حد فرزندشان به تلویزیون شکایت داشتند. حالا اوضاع فرق کرده و سهم کودکان از جعبه جادویی به مراتب بیشتر شده است. اکنون کودک ده ها شبکه ی تلویزیونی و ماهواره ای در اختیار دارد که شبانه روز برایش انیمیشن های جذاب پخش می کنند بنابراین وابستگی کودک امروزی به تلویزیون چندین برابر کودکان دیروز است. حال می خواهیم ببینیم که چگونه می شود این وابستگی آسیب زننده را کاهش داد و به جایش کودک را به کار های مفید مشغول کنیم:

 کتاب کتاب کتاب

بهترین و مفید ترین جایگزینی که می توان برای تلویزیون در نظر گرفت کتاب است. برخی از کتاب ها به مراتب جذاب تر از برنامه های تلویزیون هستند و اگر کودک یا نوجوان با آن ها انس گرفت قطعا به مطالعه عادت خواهد کرد و به راحتی تلویزیون را رها می کند مانوس کردن فرزند با کتاب ترفندهای گوناگونی دارد که خود تلویزیون یکی از آن هاست. بسیاری از رمان های جذاب جهان تبدیل به فیلم و انیمیشن شده اند. والدین می توانند این فیلم ها را در اختیار فرزند قرار دهند سپس او را به خواندن رمان اصلی همان فیلم دعوت کنند.

  بازی های فکری

 مفید ترین بازی ها بازی هایی هستند که فکر کودک را به کار می اندازند کودکی که مزه شیرین این بازی ها را بچشد کمتر به سراغ تلویزیون خواهد رفت اگر والدین برای فرزندشان از همان سنین کم چنین بازی هایی بخرند باعث خواهند شد که کودک هیچ وقت به تلویزیون وابسته نشود. در این زمینه نیز می توان از خود تلویزیون کمک گرفت چون برخی از انیمیشن ها با محوریت یک بازی فکری ساخته شده اند.

بیرون رفتن

سعی کنید بیشتر بیرون بروید و مخصوصا روزهای تعطیل را در خانه سپری نکنید. انس با طبیعت و استفاده از فضاهای تفریحی ورزشی جایگزین بسیار مناسبی برای تلویزیون هستند این امر جدا از کاهش دادن وابستگی کودک به تلویزیون باعث تحرک و شادابی او نیز می شود و این دقیقا برخلاف تاثیرات منفی تلویزیون یعنی یک جا نشستن و تنبلی است.

 مدیریت زمان روشن بودن تلویزیون

تلویزیون نباید به صورت شبانه روزی روشن باشد. قطعا در برخی از موقعیت ها حتما باید آن را خاموش کنید. مثلا وقتی با فرزندتان تنها هستید سعی کنید با او صحبت کنید یا به یک کار مشترک بپردازید تا هم صمیمیتتان با او بیشر شود هم او را از آفت های تلویزیون نجات داده باشید یا مثلا در مهمانی ها هرگز نباید تلویزیون را روشن کرد چون با این کار عملا مهمانی به هم می خورد و توجه همه به سوی برنامه در حال پخش خواهد رفت.

 

 در پایان باید گفت که وابستگی فرزندتان به تلویزیون را جدی بگیرید. تلویزیون دیدن های بیش از حد و بی هدف چیزی جز تلف کردن عمر در پی ندارد لذا سعی کنید بدون خشونت و با روش های اصولی برای کاهش اعتیاد فرزند به برنامه های تلویزیونی تلاش کنید.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/20:: 7:3 عصر

http://s8.picofile.com/file/8291599300/fgddgg5ye.JPG

 

چرا کودکان امروزی نسبت به کودکان قدیم غمگین ترند؟

دوره ی کودکی اصولا باید دوره شاد و خاطره سازی باشد. این مسئله برای کودکان قدیم پررنگ تر بوده اما کودکان امروزی به اندازه ی قدیمی ها بهره ای از شادی ندارند. این امر وقتی عجیب به نظر می رسد که می بینیم بچه های نسل جدید امکانات بیشتری در اختیار دارند اما با این حال چندان شاد نیستند. پارک های و اماکن تفریحی متعدد، لباس های نو، اسباب بازی های مدرن همه و همه چیزهایی هستند که هرگز در دسترس کودکان نسل گذشته نبودند ولی کودکان امروزی حتی گاهی بیش از حد از این امکانات برخوردارند. در ادامه برخی از دلایل غمگین بودن این بچه ها را بررسی می کنیم:

غمگینی والدین

تغییر سبک زندگی و گرانی ها فشار اقتصادی زیادی را بر دوش والدین تحمیل می کنند. این فشارها قطعا نمی گذارند والدین همواره روحیه شاداب خود را حفظ کنند و در نتیجه ناراحتی های آن ها به فرزندانشان نیز منتقل می شود. ناراحتی والدین باعث غمگین شدن فضای خانه می شود و نمی توان انتظار داشت که فرزندان در یک فضای غم انگیز، خوشحال باشند.

تنهایی

در گذشته در هر خانه چهار- پنج بچه قد و نیم قد وجود داشت اما امروزه کمتر خانواده ای پیدا می شود که بیشتر از دو فرزند داشتنه باشد. از سویی دیگر پدر و گاهی هم پدر و هم مادر برای تامین هزینه های زندگی ناچارند ساعت ها زیادی را بیرون از خانه مشغول کار باشند لذا کودک از تنهایی عمیقی رنج می برد.

بازی های بی نشاط

در گذشته حتی بازی های نشستنی مثل یه قل دو قل از اندک تحرکی برخوردار بودند اما تکنولوژی های امروزی  بازی هایی را برای کودکان به ارمغان آورده که امکان کوچک ترین حرکتی را از آن ها می گیرد. در این شرایط هرچند کودک به ظاهر مشغول بازی است اما در واقع هیچ کاری نمی کند در نتیجه از فواید بازی یعنی شادابی و نشاط محروم می ماند.

به این ترتیب باید تاکید کرد که اگر کودکان و نوجوانان را با این اوضاع به حال خود رها کنیم در آینده ی نزدیک شاهد یک نسل و جامعه افسرده خواهیم بود لذا هرکس در هر جایگاهی باید به سهم خود برای حل این معضل بزرگ گام بردارد.

محمد حمله دار

  


کلمات کلیدی : کودکان غمگین

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/17:: 9:9 عصر

 

http://s9.picofile.com/file/8291327092/ghfg56765r.JPG

 

حل مشکل ترس کودک از دکتر 

کودکان به دلیل داشتن بدنی ضعیف، به مراتب بیش تر از بزرگسالان بیمار می شوند و نیاز بیشتری به مراجعه به پزشک پیدا می کنند اما ترس از پزشک، داروی تلخ و از همه مهمتر آمپول ترسی نیست که کودک بتواند با آن به راحتی کنار بیاید. به هر حال کودکان کم طاقت هستند و توانایی تحمل درد را ندارند لذا ترسشان از پزشک طبیعی است. در ادامه راهکارهایی را بیان می کنیم که می توانند در کاهش این ترس و ناراحتی موثر باشند.

دلداری 

قوز بالا قوز نشوید! همین ترس و دردی که کودک می کشد به اندازه کافی او را رنج می دهد. دیگر لازم نیست شما هم هی او را تهدید کنید و بگویید وای به حالت اگه گریه کنی یا اینکه او را سرزنش کنید که چرا در زمستان قبول نکرد که لباس گرم بپوشد. وقتی سر و کار کودکتان به درمانگاه و دوا و درمان افتاد سعی کنید با مهربانی او را دلداری بدهید

اسباب بازی های پزشکی

یکی از راهکار های جالب کاهش دادن ترس کودک از دکتر، خرید اسباب بازی های پزشکی برای اوست. این اسباب بازی ها باعث انس و آشنایی او با چنین ابزارهایی می شوند در نتیجه وقتی در درمانگاه نمونه های واقعی آن را می بیند کمتر احساس ترس خواهد کرد.

تهدید نکردن به دکتر

اشتباهی که بسیاری از والدین مرتکبش می شوند، تهدیدهای پزشکی است! «اگه اذییت کنی بهت آمپول می زنم» «اگه سر و صدا کنی می برمت دکتر» و نمونه های دیگری از این جملات باعث ترس شدید و همیشگی کودک از پزشک می شوند لذا طبیعی است که چنین کودکی در برابر رفتن به درمانگاه مقاومت کند و گریه و فریاد به راه بیندازد.

راست گویی

دروغ نگویید. «آمپول درد ندارد» «به دکتر میگم آمپول ننویسه» دروغ هایی هستند که شاید فقط یک بار به دردتان بخورند چون پس از آن دیگر کودک به شما اعتماد نخواهد کرد. این امر حتی باعث می شود فرزندتان در بقیه ی مسائل هم حرفتان را باور نکند و در نتیجه درگیر مشکللات دیگری بشوید. بهتر است برای کودک توضیح بدهید که هرچند آمپول و دوای تلخ چیزهای آزار دهنده ای هستند اما در عوض از دردهای بزرگ تر و بدتر جلوگیری می کنند.

یافتن دکتر خوب

حتما سعی کنید که یک پزشک و تزریقاتی مهربان و خوش اخلاق پیدا کنید تا بتواند با کودک ارتباط خوبی برقرار کند‌. پزشکی که قبل از نوشتن نسخه کمی با کودک احوال پرسی کند و او را بخنداند در کاهش ترسش بسیار موثر خواهد بود.

 

لازم به ذکر است که والدین هر ترفندی که به کار ببرند باز هم نمی توان ترس کودک از پزشک را به طور کامل از بین برد اما رعایت نکات بالا برای کمتر کردن این مشکل مفید هستند.

 

محمد حمله دار

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/10:: 8:31 عصر

http://s9.picofile.com/file/8290753434/fdhrfh6580de.JPG

 

فواید دوستی کودکان با طبیعت

 امروزه زندگی ماشینی، کوچک و بزرگ ما را به معنای واقعی کلمه بلعیده است. انسان موجودی است که از دل طبیعت برخاسته و ذاتا عاشق آن است به همین دلیل همه ی آدم ها از دیدن دریا، حیوانات، مناظر طبیعی و پدیده هایی همچون باران و نسیم خنک لذت می برند. تکنولوژی های قرن اخیر اما اوضاع ما را به کلی تغییر داده اند‌. کمتر از صد سال پیش، هفتاد درصد جمعیت کشورمان در روستاها و فقط سی درصدشان در شهرها زندگی می کردند اما اکنون این آمار دقیقا برعکس شده است. این یعنی بسیاری از کودکان هرگز فضای زندگی در روستا و ارتباط مستقیم با طبیعت را تجربه نمی کنند و نخواهند کرد بنابراین پدر و مادرها حتما باید به فکر انس دادن فرزندانشان با طبیعت باشند. این کار فواید زیادی دارد که برخی از آن ها را مرور می کنیم:

کاهش استرس

 زندگی نوجوانان ما با مسئله رنج آور استرس عجین شده است. نظام آموزشی پرمشکل و جامعه ای که انتظارات به خصوصی از نوجوانان دارد آن ها را دچار استرس های همیشگی می کند لذا گشت و گذار در طبیعت برای چند ساعت یا چند روز فرصت خوبی برای آرامش و دور شدن از فضاهای اضطراب آور است.

افزایش توانمندی ذهن

 یکی از دلایل مهم افت تحصیلی در بسیاری از دانش آموزان، افسردگی است. حضور در طبیعت به انسان احساس شادابی می بخشد و این نشاط و خوشحالی تاثیر مثبتی بر ذهن کودکان و نوجوانان می گذارد و باعث می شود آن ها خلاق تر و باهوش تر بشوند.

   تحرک

 سپری کردن یک روز تعطیل در خانه به معنای یک روز نشستن در یک گوشه و تلویزیون دیدن است در حالی که اگر فرزندانمان را به دل طبیعت ببریم قطعا تمام وقتشان را به تحرک و بازی های ورزش مانند می گذرانند.

احترام به طبیعت

 همه شکارچی ها، قاچاقچیان چوب، بساز و بفروش ها و ... زمانی کودک بوده اند. اگر والدینشان در آن زمان آنها را با طبیعت انس می دادند و عشق و احترام به فضاهای طبیعی و حیات وحش را به آن ها یاد می دادند قطعا در بزرگسالی تبدیل به نابودگران طبیعت نمی شدند لذا ارتباط کودک با طبیعت، بذر محبت آن را در دلش می کارد.

محمد حمله دار


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، طبیعت

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/7:: 6:17 عصر

http://s9.picofile.com/file/8290508634/817879010_70214494.jpg

گنجینه های فرهنگ و هیجان

یک زمان هری پاتر و دارن شان می خواندم و خوشحال بودم از اینکه بهترین کتابهای ژانر کودک و نوجوان را می خوانم. کم کم روند کارها و زندگی ام تغییر کرد و کمتر به سراغ چنین داستان هایی می رفتم اما فکر می کردم همچنان همین ها تنها کتابهای کودکان اند.

این روزها که به کتابفروشی ها سر می زنم حسرت می خورم زیرا می بینم کلی کتاب های جدید در ژانر کودک و نوجوان نوشته شده اند اما من وقت یا حوصله خواندنشان را ندارم.

دم نویسندگان این کتاب ها گرم! انصافا تنور این ژانر را داغ نگه داشته اند. هرچند وقت یک بار خبر انتشار کتاب جدیدی می خوانیم و برخی از آنها مثل نغمه آتش و یخ حسابی پرفروش می شوند و تا ساخت سریال و فیلم هم پیش می روند.

بیاییم کودکان خودمان و اطرافیانمان را با این گنجینه های فرهنگ و هیجان آشنا کنیم. وقتی با کودکی رو به رو می شویم به جای پرسیدن سوال بی مزه «کلاس چندمی عمو؟» از او بپرسیم که آیا کتاب می خواند یا نه؟ و اگر گفت نه، آن کتاب های زیبا که دقیقا برای او نوشته شده اند را معرفی کنیم و حتی هدیه بدهیم. بهترین سن برای عادت دادن آدم ها به مطالعه همین کودکی و نوجوانی است.

محمد حمله دار

 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/1:: 2:24 عصر

http://s9.picofile.com/file/8290090918/lhgdfg56.jpg

 

نکاتی برای ارتباط موفقیت آمیز با فرزندان در نوروز

نوروز شاید برای ما بزرگترها چندان دلچسب نباشد چون طبیعتا خرج زیادی روی دستمان می گذارد اما برای کوچکترها اوضاع فرق دارد. همیشه نوروز برای کودکان خاطره انگیز و لذت بخش است. در ادامه به چند نکته اشاره می کنیم که رعایت شان روزهای سال نو را برای فرزندانمان شیرین تر می کنند  .

- مهمانی ها را با تهدیدات بی جا به کام کودک زهر نکنید. جملاتی مثل « وای به حالت اگر فلان کارو بکنی» همه ی لذت مهمانی رفتن و دید و بازدید را از بین می برند و کودک به جای اینکه در دورهمی فامیل مثل همه خوشحال باشد دچار استرس می شود.

- سر و صدا کردن و به قول خودمان شیطونی، اقتضای سن همه ی کودکان دنیاست. بهتر است در مسافرت ها و مهمانی ها با این قضیه کنار بیایید نه اینکه تا صدای کودکتان را شنیدید با داد و فریاد او را سرجای خود بنشانید.

- یکی از لذت بخش ترین برنامه های نوروز برای کودک، عیدی گرفتن از بزرگتر های فامیل است. هیچ وقت در پایان نوروز عیدی هایش را به بهانه ی پس انداز و ... از او نگیرید. در عوض کمی مطالعه کنید و مدیریت پول را به او بیاموزید.

- خانه تکانی فرصت خوبی برای همکاری و صمیمیت اعضای خانواده است اما آن را با بداخلاقی و دستورهای سنگین به کودک خراب نکنید. کودک چند روزی تعطیل شده و درس و مشق ندارد و می خواهد با خیال راحت‌ به بازی بپردازد. اگر شما به زور او را وادار به خانه تکانی کنید احساس خواهد کرد که دارید تعطیلاتش را از بین می برید بنابراین ساعت های خاصی را به تمیز کردن خانه اختصاص دهید و با انگیزه دهی او را به همکاری تشویق کنید.

-  برای انتخاب محل سفر یا تفریح حتما نظر فرزند را جویا شوید. به ویژه اگر نوجوان باشد. با این کار هم به او شخصیت داده اید هم از ایجاد اختلاف جلوگیری کرده اید در نتیجه تفریحات برای همه ی اعضای خانواده لذت بخش و به یاد ماندنی می شوند.

-هنگام خرید لباس و هدیه و.... به علاقه اش توجه کنید و هرگز چیزی که مورد علاقه اش نیست را برایش نخرید. اگر به زور سلیقه ی خودتان را اعمال کردید پول تان را دور ریخته اید چون فرزندتان احساس خواهد کرد که چیزی برایش نخریده اید و دائم نق خواهد زد.

 - در مهمانی ها جلوی فرزندتان از او تعریف کنید و خوبی هایش را بگویید. این یک فرصت کم نظیر برای شخصیت دادن و تقویت اعتماد به نفس فرزند است. هرگز جلوی جمع او را سرزنش نکنید. این مسئله در ایام نوروز اهمیت دو چندانی می یابد زیرا جو حاکم بر مهمانی ها جو شادی و خوشحالی است بنابراین اگر او را در این موقعیت ناراحت کنید برایش خیلی گران تمام می شود.

/سال خوبی برایتان آرزومندم امیدوارم در سال جدید تصمیم بگیریم که برای برقراری رابطه بهتر با فرزندمان بیشتر مطالعه کنیم!

محمد حمله دار

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، نوروز

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/12/22:: 8:18 عصر

http://s9.picofile.com/file/8289283250/savingchild.JPG

آموزش صرفه جویی به کودک

آموزش صرفه جویی به کودکان چیزی نیست که بتوان آن را دست کم گرفت. در واقع کودک از همان سن کم به خوبی می تواند مفهوم اسراف نکردن و صرفه جویی را بیاموزد و همواره آن را به مانند یک عادت به کار بگیرد.

این صرفه جویی هم مربوط به دارایی های خود کودک است و هم اموال عمومی را شامل می شود. به عنوان مثال پس انداز کردن پول در بانک یا قلک حتما باید به کودکان و نوجوانان آموزش داده شود. فرزند شما باید بیاموزد که هر پولی به دستش آمد را خرج نکند و درصدی از آن را برای روز مبادا و یا خرید چیزهای بهتر و گران تر نگه دارد.

با توجه به اینکه کودکان و برخی از نوجوانان مفهوم آینده را خوب درک نمی کنند بهتر است برای تشویق آنها به پس انداز از ترفندهایی همچون جایزه دادن بهره برد که البته این تشویق ها نباید همیشگی باشند تا به مرور خود پس انداز برای فرزند یک ارزش تلقی شود نه جایزه ای که در ازای آن می گیرد.

اگر پدر و مادر از مواد غذایی، وسایل شخصی، مواد دورریختنی قابل بازیافت و... درست، به اندازه و حداکثر استفاده را بکنند فرزند هم به شکل ناخودآگاه فرهنگ صرفه جویی را می آموزد.

در زمینه صرفه جویی در سرمایه های عمومی نیز رفتار والدین مهم ترین نقش را در نهادینه کردن این کار در ذهن فرزند دارد. پدر و مادر باید مفهوم شراکت را به فرزند بیاموزند و او را متوجه این امر کنند که انرژی هایی مثل آب و گاز به سختی به دست می آیند و متعلق به همه مردم و حتی نسل های آینده نیز هستند.

به این ترتیب باید گفت آموزش صرفه جویی به فرزندان از دوران خردسالی و با شیوه های عملی باید صورت بگیرد و والدین نخستین الگوهای کودکان در این زمینه اند.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/12/21:: 8:34 عصر

 

http://s8.picofile.com/file/8289161476/hgfjjjfd4.JPG

انواع کتاب های تربیت فرزند

کتاب های تربیت فرزند به دو دسته ی عمومی و تخصصی تقسیم می شوند. عمومی ها کتاب هایی هستند که به طور کلی روی مقوله ی ارتباط «والدین» و «فرزند» مانور می دهند و نکاتی را بیان می کنند که برای همه پدر و مادرها سودمند و کاربردی اند. تخصصی ها همانطور که از نامشان پیداست به شکل جزئی تری وارد مسائل می شوند و بر سن، جنسیت و موضوع متمرکز می شوند. محورهای کتاب های سن و جنسیت عبارت اند از:

تربیت کودک ( از نوزادی تا 11 سالگی به تفکیک سن)

تربیت نوجوان ( از 12 تا 19 سالگی به تفکیک سن)

تربیت پسران

تربیت دختران

ارتباط پدر و پسر

ارتباط پدر و دختر

ارتباط مادر و پسر

ارتباط مادر و دختر

کتاب های تربیتی موضوعی تنوع گسترده ای دارند و نمی توان همه ی آن ها را نام برد اما می شود گفت که آن ها غالبا روی موضوعاتی همچون بازی، رسانه، هوش، درس، بیش فعالی، آسیب های اجتماعی، تغذیه، خلاقیت، بهداشت روان و ... کار می کنند.

والدین توجه داشته باشند که خواندن کتاب های تربیت فرزند یک مسئله شخصی و دلبخواهی نیست بلکه بسیار لازم و حتمی است زیرا تربیت یک انسان خوب زیر بنای اصلی تمامی پیشرفت ها و خوبی های دنیاست.

 پیشنهاد می شود سیر مطالعاتی پدر و مادرها از عمومی به تخصصی باشد. یعنی ابتدا کتاب های عمومی را بخوانند تا شناختی کلی از مقوله ارتباط با فرزند به دست بیاورند سپس با توجه به سن، جنسیت و روحیات خودشان و فرزندانشان به سراغ کتاب های تخصصی بروند.

محمد حمله دار 

 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/12/17:: 4:22 عصر

http://s1.picofile.com/file/8288760342/agr_children_L_kSbbn1.jpeg

آغازگرهای بازنده ی خشونت

کودکان تحریک پذیر چه کسانی هستند؟

کودکان و نوجوانان تحریک پذیر درصد کمی از قربانیان خشونت را تشکیل می دهند. این دسته از قربانیان نیاز ویژه ای به آموزش و مشاوره دارند اما هیچ کس به حمایت ازشان برنمی خیزد چون همه آن ها را مستحق خشونت و آسیب دیدن می دانند.

 تحریک پذیرها کسانی هستند که همیشه همکلاسی ها و همسالانشان را اذیت، مسخره و ناراحت می کنند و با شوخی های بی جا و آزار دهنده عامل شروع دعوا می شوند اما از آن جایی که قدرت بدنی ضعیفی دارند و نمی توانند از خود دفاع کنند، دعوا با کتک خوردن و شکستشان پایان می یابد به همین دلیل آن ها را آغازگرهای بازنده خشونت می نامیم.

 نه والدین نه معلمان و نه مسئولان مدرسه از آن ها حمایت نمی کنند چون آن ها را مقصر و شروع کننده دعوا می دانند و واقعیت نیز همین است اما قطعا این دسته از قربانیان خشونت نباید به حال خود رها شوند چون اثر منفی خشونت گرایی شان دوطرفه است و هم طرف مقابل را اذیت می کنند و هم به خودشان آسیب می زنند.

 کودکان تحریک پذیر معمولا دچار کم توجهی و عدم تمرکز نیز هستند لذا در انجام تکالیف مدرسه و کارهای دیگر چندان موفق عمل نمی کنند. وظیفه معلم ها و والدین این است که به جای خوشحال شدن از کتک خوردن قربانیان تحریک پذیر، آن ها را به جلسات مشاوره بفرستند و در محیط های تربیتی خوب قرار دهند تا به مرور مشکلشان حل شود چون هرچند این دسته از کودکان و نوجوانان در ظاهر، مقصر و آغازگر دعوا و پرخاش هستند اما در واقع این کارها ریشه در مشکلات روانی قابل حلشان دارد.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 95/12/15:: 6:50 عصر

http://s2.picofile.com/file/8288544634/89PCe_clipart.jpg

 

درمان کودک خودخواه


اگر مشکل خودخواهی کودک درمان نشود روابط اجتماعی او به بن بست خواهد خورد و همه دوستانش را از دست خواهد داد. همچنین پدر و مادرش نیز دچار مشکل می شود و همواره به خاطر رفتارهای او جلوی بستگان احساس شرمندگی می کنند. برای اصلاح کودک خودخواه راه های مختلفی وجود دارد که برخی از آن ها را  در ادامه می آوریم:

بخشش به دست او

گاهی والدین کارهای نیکویی مثل صدقه دادن را به دست کودک انجام دهند. مثلا پولی به او بدهند تا در صندوق صدقه بیندازد. یا هدیه ای برای بچه های فامیل تهیه کنند و از کودک بخواهند که آن هدیه را به آن ها تقدیم کند. کودک با این گونه کارها مفهوم بخشش به دیگران را یاد می گیرد.

صحبت دوستانه

سرزنش کودک به خاطر خودخواه بودنش فقط اوضاع را بدتر می کند. راه درست این است که والدین با لحنی دوستانه با او حرف بزنند و تاکید کنند که انسان موجودی اجتماعی است و برای موفقیت در جامعه باید با دیگران ارتباط خوبی داشته باشد. همچنین از فواید دوستی برایش بگویند.

انتخاب همبازی مناسب

والدین گاهی زمینه را برای بازی کودکشان با همبازی هایی فراهم کنند که از او کسی بزرگ تر و مهربان ترند. ارتباط با چنین افرادی به صورت ناخودآگاه، گذشت و خوش اخلاقی را به کودک می آموزد.

بازی های گروهی

بازی های دست جمعی فرصت بسیار خوبی برای درمان خودخواه کودک هستند. در این بازی ها کودک می آموزد که همه سهم مشخص و جایگاه معلومی دارند و خودش هم یکی اعضای گروه است و نباید خود را بالاتر از دیگران بداند.

تشویق و تنبیه

اگر کودک بعضی مواقع رفتار خودخواهانه ای از خود نشان نداد باید مورد تشویق قرار گیرد. البته این تشویق فقط باید به صورت تحسین کلامی باشد نه جایزه دادن چون در این صورت کودک پرتوقع شده و برای دست برداشتن از خودخواهی درخواست رشوه خواهد کرد. تنبیه نیز در صورتی که هیچ کدام از راه های پیشین موثر نبودند، به عنوان آخرین مرحله انجام می شود. البته تنبیه  باید اصولی باشد و به معنای برخورد خشن با کودک نیست. مثلا اگر کودک حاضر نشود اسباب بازی هایش را هنگام بازی به دست دوستانش بدهد می توان مدتی او را از آن اسباب بازی ها محروم کرد.

محمد حمله دار

 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار

<      1   2   3   4   5   >>   >