سفارش تبلیغ
صبا


ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/3/1:: 7:0 عصر

http://s8.picofile.com/file/8295621742/rt54rtd7d6jjjjjj6.JPG

 

 

دلایل حسادت در کودکان

 حسادت به طور طبیعی در همه ی کودکان وجود دارد و نشانه های آن از حدود دو سالگی در آن ها دیده می شود. هنگامی که پدر یا مادر، کودک غریبه ای را به آغوش می کشند یا هدیه ای به او می دهند فرزند خردسالشان به سرعت به سوی آن ها می رود و برای جلب توجه شان تلاش می کند. این امر در سنین بالاتر نیز ادامه می یابد اما زمانی مشکل ساز می شود که روابط اجتماعی کودک را تحت تاثیر قرار دهد. در این صورت والدین باید ابتدا به ریشه یابی و سپس به درمان این ویژگی ناپسند اخلاقی بپردازند. برخی از دلایل حسادت در کودکان را مرور می کنیم:

  مقایسه

 مقایسه شدن کودک با هم سن و سالانش توسط والدین یکی از دلایل مهم حسود شدن اوست. اگر پدر و مادر همواره به فرزندشان سرکوفت بزنند که فلانی از تو بهتر است آتش حسادت را در او شعله ور می کنند به طوری که کودک نسبت به شخصی که با او مقایسه شده احساس نفرت خواهد کرد و حتی اگر بتواند به او آسیب هم می رساند.

  خودآگاهی نداشتن

 برخی از کودکان و نوجوانان به دلیل نداشتن خودآگاهی و اطلاع نداشتن از توانمندی هایشان دچار حسادت نسبت افراد موفق دور و برشان می شوند. سرکوب استعدادها و پایین بودن سطح فکری والدین از جمله علت های از بین رفتن خودآگاهی در فرزندان هستند.

 نداشتن اعتماد به نفس

 این دسته از فرزندان به دلایل مختلفی اعتماد به نفس ندارند و در نتیجه از یادگیری و ورود به فعالیت های جدید می ترسند در نتیجه هیچ وقت هیچ پیشرفتی نمی کنند. روشن است که در این شرایط با دیدن آن دسته از هم سالانشان که روز به روز پیشرفت می کنند احساس ناراحتی و حسادت به آن ها دست می دهد.

 شکست خوردن

 عده ای از کودکان و نوجوانان با شکست خوردن در فعالیت های گروهی یا فردی نسبت به برنده ها و موفق ها دچار حسادت می شوند به ویژه اگر این شکست خوردن ها چندین بار تکرار شوند. کاری که والدین باید در چنین موقعیتی بکنند این است که ذهنیت فرزندشان را نسبت به شکست تغییر دهند و انگیزه لازم برای ادامه راه را به او بدهند.

 

 در پایان باید گفت حسادت جزو مشکلات خطرناک است و اگر به موقع درمان نشود تا بزرگسالی ادامه می یابد تا جایی که بسیاری از جرم ها و جنایت ها صرفا به دلیل حسادت اتفاق می افتند.

 

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/27:: 7:29 عصر

http://s9.picofile.com/file/8295208292/reer65u56rt.JPG

 

سه کلید طلایی برای تربیت فرزندانی موفق

  همه ی والدین دوست دارند فرزندانشان در آینده تبدیل به افرادی موفق، مفید و معروف شوند اما مشکلشان این جاست که راه و چاه آموزش موفقیت به فرزند را نمی دانند و فقط با سخت گیری های بیجا و سرکوفت زدن انتظار دارند فرزندشان تبدیل به انسانی موفق شود. در ادامه سه کلید طلایی را نام می بریم که رمز پیروزی در هر کاری هستند. اگر می خواهید فرزند موفقی داشته باشید این ها را به او بیاموزید و اجازه دهید زمینه فعالیتش را خودش انتخاب کند .

 اعتماد به نفس

 نخستین شرط موفقیت، داشتن جرأت ورود به یک کار و ایمان به توانایی های خود است. والدینی که اعتماد به نفس را در فرزندشان پرورش می دهند در واقع آمادگی ذهنی و روانی لازم برای فعالیت در هر زمینه ای را در او به وجود آورده اند در نتیجه فرزندشان از دام منفی بافی و ترس نجات می یابد و با قدرت و جرأت وارد یک رشته و کار می شود.

  بلند پروازی

 دومین کلید طلایی موفقیت، بلند پروازی است. بلند پروازی در این جا به معنای غرور بیجا و بی گدار به آب زدن نیست بلکه به معنای بزرگ فکر کردن و داشتن اهدافی بلند است. پدر و مادر باید به فرزندشان بیاموزند که هدف هایش را بزرگ در نظر بگیرد و تلاش کند در رشته خودش جزو بهترین ها شود جوری که الگوهای او در آینده به رقیب هایش تبدیل شوند.

 مداومت

 شاید همه مردم دنیا یک بار در زندگی شان تصمیم گرفته بودند که به یک رشته و فعالیت خاص بپردازند و این کار را هم کرده اند اما مدتی ربعد خسته شدند و رهایش کردند. حتما به فرزندتان بیاموزید که موفقیت، یک شبه و یک ماهه و یک ساله به دست نمی آید بلکه رمز مهم موفق شدن و متخصص شدن مداومت است.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/26:: 7:56 عصر

http://s9.picofile.com/file/8295117700/CHILD_Encouraging_Behaviour.jpg

 

نکاتی مهم در اصول تحسین فرزند

  تحسین کردن نقش مهم و به سزایی در موفقیت هر انسانی دارد. این امر برای کودکان جایگاه مهم تر و کارسازتری دارد و پدر و مادر باید همواره به شیوه ای درست و اصولی فرزندشان را تحسین کنند اما اصول این کار چیست؟ فرق تحسین با هندوانه زیر بغل گذاشتن و تمجیدهای بیهوده چیست؟ چگونه از مغرور شدن فرزند پیشگیری کنیم؟ در ادامه خواهیم خواند

 تحسین توصیفی؛ تحسین کلی

  اگر والدین می خواهند فرزندشان را مورد تحسین قرار دهند با این کار به شکل توصیفی انجام دهند. به این معنا که به او دقیقا توضیح بدهند کدام کار یا رفتارش درست و مثبت بود مثلا بگویند آفرین به تو که همکلاسی هایت را در درس کمک کردی یا بگویند کار خیلی خوبی کردی که گذاشتی دوستت با اسباب بازی هایت بازی کند.

 در برابر تحسین توصیفی تحسین کلی قرار دارد. به این معنا که پدر و مادر صرفا با جملات و عباراتی کلی فرزندشان را تحسین کنند مثلا بگویند تو همیشه مایه ی افتخار مایی یا تو بهترین بچه ی دنیایی. این کار اثر مخربی بر شخصیت کودک دارد چون از طرفی او را مغرور و متکبر بار می آورد و این انتظار را در او پدید می آورد که همه مردم با او این گونه صحبت کنند و از سویی دیگر قدرت تشخیص خوب و بد را از او می گیرد و او متوجه نخواهد شد که کدام رفتارش خوب و پسندیده بود و باید تکرارشان کند.

  تحسین واقع بینانه؛ تحسین خیال پردازانه

تحسین باید واقع بینانه و به دور از بزرگ نمایی باشد به این صورت که پدر و مادر به اندازه ی ارزش واقعی کار فرزندشان او را تحسین کنند و از افراط و تفریط بپرهیزند. تحسین خیال پردازانه توسط والدینی انجام می شود که هیجان زده اند و فکر می کنند فرزندشان فردی استثنایی و برتر از بقیه کودکان است.

به عنوان مثال آن ها وقتی می بینند کودکشان دارد شیوه کار یک اسباب بازی متحرک را بررسی می کند با خوشحالی به او می گویند تو در آینده بزرگ ترین مهندس دنیا می شوی یا مثلا با دیدن یک کاردستی او می گویند تو بهتر از همه بچه ها کاردستی می کنی.

 این والدین با این گفتارها باعث می شوند فرزندشان هم دچار این توهم بشود که فردی استثنایی و بی نظیر است. چنین کودکانی با ورود به جامعه و مدرسه به شدت سرخورده می شوند چون می بینند که هیچ فرقی با بقیه ندارند و کاملا معمولی اند و والدینشان حرف هایی غیر واقعی به آنها زده اند.

 

 به این ترتیب باید گفت که والدین می توانند با استفاده صحیح از این ابزار مهم تربیتی یعنی تحسین، زمینه موفقیت فرزندشان را فراهم کنند به شرطی که اصول کار را رعایت کنند.


محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/21:: 7:7 عصر

http://s9.picofile.com/file/8294650468/vc65yjh77110qa.JPG

 

نگرانی سازنده یا مخرب

 همه والدین نسبت به فرزندانشان به ویژه در دوره ی کودکی و نوجوانی حساسند و نگرانند که مبادا اتفاق ناگواری برایشان بیفتد. مسئله نگرانی پدر و مادر یک امر طبیعی است اما اگر این نگرانی به اندازه ای باشد که بر ارتباط آن ها با فرزندشان تاثیر منفی بگذارد نیاز به اصلاح دارد. در ادامه ویژگی های هر یک از نگرانی های سازنده و مخرب را بررسی می کنیم.

  نگرانی سازنده

 کودکان و برخی از نوجوانان به اقتضای سنشان توجه زیادی به پیامدهای کارهایشان ندارند لذا ممکن است گاهی تصمیماتی بگیرند یا کارهایی بکند که به آن ها آسیب برساند. نگرانی سازنده والدین در چنین موقعیت هایی ریشه در واقع بینی آن ها دارد لذا طبیعی است که خطرات و آسیب های احتمالی هر کاری را به فرزندشان گوشزد کنند و آموزش های لازم را به او بدهند.

 نگرانی مخرب

 نگرانی مخرب نوعی خیال پردازی و دادن احتمال های دور از ذهن است. این والدین به شکل افراطی محتاط هستند و انتظار دارند که فرزندشان نیز مانند آن ها رفتار کند لذا با تذکرهای عجیب و غریب و وضع مقررات بیجا فرزند را ترسو و مضطرب بار می آورند و در بسیاری از مواقع او را عصبانی می کنند چون تذکراتشان به قدری زیاد و غیر واقع بینانه می شوند که فرزند دیگر توان تحملشان را نخواهد داشت.

 به مثال های زیر توجه کنید:

- اگر در امتحان فردا قبول نشوی ممکن است از درس خواندن ناامید شوی و ترک تحصیل کنی و در آینده کارتن خواب شوی!

-  اگر با دوستانت به پارک بروی شاید در راه تصادف کنی و بمیری!

- اگر از خانه بیرون بروی و هرچند دقیقه یک بار با ما تماس نگیری ما احتمال خواهیم داد که اتفاق بدی برایت افتاده!

 - اگر همراه پدرت بخواهی وسیله ای را تعمیر کنی شاید دچار برق گرفتگی شوی!

  این دسته از نگرانی ها به این دلیل مخرب نامیده می شوند که اگر انسان بخواهد چنین احتیاط هایی به خرج دهد عملا فقط باید گوشه ی خانه بنشیند و دست به هیچ کاری نزند بنابراین والدین باید نگرانی های مخرب خود را از نگرانی های سازنده تشخیص بدهند و از افراط و تفریط بپرهیزند.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/21:: 6:50 عصر

http://s8.picofile.com/file/8294648834/tyjtyu55552fgf.jpg

 

 

چرا برخی از دانش آموزان تقلب می کنند؟

 یکی از پدیده های بسیار رایج میان دانش آموزان تقلب است. حتی شاید خیلی از ما در دوران تحصیل این کار را کرده باشیم و گهگاهی خاطراتش را برای دیگران تعریف می کنیم. معمولا معلمان تقلب را کار دانش آموزان تنبل می دانند و می گویند دانش آموز درس خوان و منضبط هیچ وقت نیازی به این کار پیدا نمی کند اما اگر بخواهیم با نگاهی علمی و آماری این مسئله را بررسی کنیم خواهیم دید که تقلب غالبا به خاطر یکی از سه دلیل زیر انجام می شود:

  آماده نبودن برای امتحان

سی و دو درصد دانش آموزان به دلیل نداشتن آمادگی کافی برای امتحان دست به تقلب می زنند. در واقع دانش آموزی که به هر دلیلی مطالعه ی لازم برای امتحان نداشته می خواهد با تقلب کردن حداقل نمره ی قبولی را به دست بیاورد. این مورد غالبا مربوط به دانش آموزانی است که چندان اهل درس خواندن نیستند.

  گرفتن نمره ی بهتر

 بیست و نه درصد دانش آموزان می دانند که بدون تقلب هم توانایی قبول شدن در امتحان را دارند اما از آنجایی که دوست دارند نمره ی بالاتری بگیرند سراغ تقلب می روند. این دسته از دانش آموزان همان شاگرد زرنگ هایی هستند که کسی فکر نمی کند اهل تقلب باشند به همین علت وقتی لو می روند همه را به تعجب وا می دارند.

  فشار والدین

دوازده درصد دانش آموزان اگر به خودشان باشد هیچ وقت تقلب نمی کنند اما به این دلیل که والدینشان سخت گیری و فشار بیش از حدی برای نمره به آن ها وارد می کنند ناچار به تقلب می شوند. این دسته از دانش آموزان معمولا از لحاظ درسی متوسط هستند و گاهی نمرات بالا و گاهی نمرات پایین می گیرند ولی پدر و مادرشان فقط نیمه خالی لیوان را می بینند و به شدت آن ها را بازخواست می کنند بنابراین فرزندانشان راهی به جز تقلب پیش روی خود نمی بینند.

 

  در پایان باید اشاره کرد که مسئله تقلب به قدری شایع است که گاهی نوجوانان صرفا تحت تاثیر همکلاسی هایشان دست به این کار می زنند اما اگر یک دانش آموزان چنان به تقلب عادت کرد که در هر امتحان مرتکب آن شد باید به مشاور ارجاع داده شود.


 محمد حمله دار


 پی نوشت:

 آمارها مربوط به کشور آمریکا و برگرفته از تحقیقات دکتر مک کابه استاد دانشگاه راتگرز هستند. 


کلمات کلیدی : محمد حمله دار، تقلب، امتحان

ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/20:: 7:32 عصر

http://s9.picofile.com/file/8294554600/Child_Speaking.jpg

 

چه عواملی رشد گویایی کودک را با مشکل روبرو می کنند؟


  زبان باز کردن و حرف زدن کودک غالبا از یک سالگی آغاز می شود و در چهار سالگی کامل می شود به این معنا که کودک در تلفظ هیچ کلمه ای لکنت یا مشکل نخواهد داشت و هر جمله و کلمه ای را به راحتی بیان می کند. البته زمان زبان باز کردن یک امر حدودی است و نمی توان یک زمان دقیق برای همه ی کودکان در نظر گرفت با این حال برخی از عوامل باعث می شوند که کودک در صحبت کردن با مشکل روبه رو شود یعنی هرچند سن کودک به جایی رسیده که طبیعتا باید بتواند خوب و کامل حرف بزند ولی به دلیل آن عوامل چنین اتفاقی نمی افتد.

 در ادامه برخی از این علت ها را بررسی می کنیم:

 ژنتیک

 یکی از عوامل موثر در تعیین زمان باز کردن کودک ژنتیک است. این مسئله به لکنت نیز مربوط می شود لذا اگر خانواده ای پدر مادر یا یکی از بستگان نزدیک سابقه ی دیر زبان باز کردن یا لکنت داشت معمولا آن کودک نیز با همان مشکل روبه رو خواهد شد.

  حوادث

گاهی اوقات حوادثی که ضربه روحی شدیدی به کودک وارد می کنند رشد گویایی او را مختل می کنند. تصادف، بیماری یا مرگ یکی از بستگان، حادثه های ناگوار، و... برخی از عواملی هستند که اگر کودک طاقت تحملشان را نداشته باشد ممکن است به گفتارش آسیب برسد.

 هیجانات خاص

 در برخی از کودکان هیجانات خاص باعث ایجاد مشکل در توانایی گفتارشان می شود. مثلا دیده شده که بعضی از کودکان تا پیش از ورود به مدرسه مشکل گویایی نداشتند اما با ورود به مدرسه دچار لکنت شده اند. اگر فرزندتان در برابر تغییرات واکنش شدیدی نشان می دهد حتما پیش از هر دگرگونی و تغییر او را از لحاظ روانی آماده کنید.

 عوامل تربیتی

 در کنار عوامل ژنتیکی و محیطی نوع رفتار والدین با فرزند نیز می تواند رشد گویایی او را تحت تاثیر قرار دهد. اگر پدر و مادر شیوه حرف زدن و ادای کلمات توسط فرزندشان را مسخره کنند یا نگذارند جمله اش را کامل کند یا حتی به دلیل لکنت داشتنش تنبیهش کنند قطعا کودک برای صحبت کردن دچار فشار روانی خواهد شد بنابراین والدین باید به نوع رفتارشان دقت داشته باشند.

 

 در پایان باید گفت والدین در صورت مشاهده هرگونه مشکل غیرطبیعی در روند رشد گویایی فرزندشان حتما به متخصص گفتار درمانی مراجعه کنند و راهنمایی های لازم را دریافت کنند.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/13:: 8:28 عصر

http://s9.picofile.com/file/8293897942/5875868358787.jpg

 

عوامل محیطی تشدید بیش فعالی

بیش فعالی اختلالی است که به دلایل ژنتیکی، تغذیه ای و تربیتی در کودک بوجود می آیند. علاوه بر این ها دلایل محیطی نیز در ایجاد و تشدید این اختلال جایگاه خاص خود را دارند. چند نمونه از عوامل محیطی را بررسی خواهیم کرد که باعث افزایش این اختلال در کودکان بیش فعال می شود:

تغییر مدرسه

 مدارس از لحاظ سخت گیری و آسان گیری باهم متفاوت اند و اوج این تفاوت در مدرسه های دولتی و غیر انتفاعی دیده می شود. کودک بیش فعالی که از یک مدرسه سخت گیر دولتی به یک مدرسه آزاد غیرانتفاعی منتقل شود قطعا بیش فعال تر خواهد شد زیرا می بیند که دیگر خبری از آن نظارت ها و مقررات سخت گذشته نیست.

 انتقال به موقعیت های شلوغ

بیش فعال ها در موقعیت های شلوغ و پرجمعیت نشانه های بیش فعالی را بیشتر بروز می دهند و به قول معروف شیطنت هایشان گل می کند. هنگامی که این کودکان از یک کلاس خلوت به کلاسی شلوغ یا از محله ای کم جمعیت به محله ای پرجمعیت منتقل می شوند فضا را برای فعالیت و تحرک و سر و صدا مهیاتر می یابند.

رها کردن ورزش

ورزش روزانه و منظم به ویژه در قالب های باشگاهی سهم زیادی در تخلیه ی انرژی و کنترل بیش فعالی کودکان دارد. حال اگر کودکی که قبلا به طور مرتب به باشگاه می رفت ناگهان ورزش را رها کند بدون شک انرژی بی پایانش را از راه شیطنت و از در دیوار بالا رفتن تخلیه خواهد کرد.

دوری از والدین

والدین خشن و زورگو معمولا از راه اعمال خشونت می توانند کودک بیش فعالشان را موقتا ساکت کنند و از فعالیت باز دارند. این شیوه غلط باعث می شود که کودک تا چشم والدینش را دور دید دوباره شیطنت هایش را به طرز غیر قابل کنترلی ادامه دهد. بنابراین پدر و مادر برای کنترل فرزندشان باید از شیوه های اصولی به جای شیوه های خشونت آمیز استفاده کنند.

به این ترتیب باید گفت اگر فرزندتان بیش فعال است حتما با مراجعه به روان شناس برای درمانش اقدام کنید و پیش از ایجاد هرگونه تغییر در محیط مشورت های لازم را انجام دهید.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/2/12:: 6:34 عصر

http://s9.picofile.com/file/8293786034/n00040745_b.jpg

 

 

چرا بازی های رایانه ای برای کودک جذابند؟

تحرک، ورزش، تقویت عضلات، تعاملات اجتماعی و... مزایایی بودند که بازی های سنتی برای کودکان و نوجوانان به ارمغان می آوردند. بازی های رایانه ای اما نه آن مزایا را دارند و نه به اندازه ی بازی های سنتی از شور و هیجان بهره مندند ولی با این حال کودکان و نوجوانان نسل جدید حاضرند ساعت ها پای کامپیوتر و موبایل بنشینند اما به سراغ بازی های سنتی نروند. این امر برای والدین همواره مایه ی سردرگمی و تعجب است زیرا نمی دانند که چرا فرزندانشان این بازی های آرام و بی حرکت را به بازی های پرهیجان قدیم ترجیح می دهند. واقعی  این است که برخی از والدین شناخت درستی از دنیای کودکان و نوجوانان ندارند و به همین علت، دلیل بسیاری از رفتارهای آن ها را درک نمی کنند. در ادامه خواهیم دید که رازهای جذابیت بازی های رایانه ای برای کودکان چیستند.

تخیل

کودکان به شدت اهل خیال پردازی هستند. این مسئله تا جایی پیش می رود که می توان گفت کودک در تخیلات خود زندگی می کند و زندگی واقعی اش را حاشیه ی خیالات خود می داند. بازی های رایانه ای دست روی همین نقطه ی حساس می گذارند و کودک را وارد دنیای خیال می کنند. دنیایی که قوانین طبیعت بر آن حاکم نیست و پر از موجودات و اتفاقات عجیب است. همین امر باعث می شود کودک از لحاظ ذهنی و عاطفی با بازی های رایانه ای احساس صمیمیت بیشتری نسبت به بازی های سنتی داشته باشد.

خود محوری

کوکان انسان هایی خود محور هستند و خودشان را مرکز همه عالم و آدم می دانند. حتی در دوره ی نوجوانی، یک نوجوان فکر می کند که همه اطرافیانش او را زیر نظر دارند و حواسشان به اوست. بازی های رایانه ای این قدرت را به کودک می دهند که همه چیز را تحت کنترل خود دربیاورد. در واقع کودک می بیند که خودش محور اصلی بازی است و مدیریت همه چیز در دست اوست لذا این امر برایش بسیار جذاب تر از بازی های سنتی خواهد بود چرا که در بازی های سنتی کودک صرفا عضوی از گروه است و باید تابع جمع باشد.

حق بازگشت

هیچ کودکی دوست ندارد که طعم باخت را بچشد. در بازی های سنتی باختن به معنای حذف شدن از بازی و احساس شکست جلوی جمع است اما در بازی رایانه ای وقتی کودک می بازد اولا کسی به جز خودش متوجه نمی شود دوما حق بازگشت دارد و می تواند آن مرحله را دوباره از اول آغاز کند بنابراین باختن در این بازی ها به تلخی باختن در بازی های سنتی نیست.

تنوع

کودکان تنوع طلب هستند و دوست دارند همیشه چیزهای جدید را تجربه کنند. این ویژگی در دوره ی نوجوانی بیشتر هم می شود و نوجوانان برای امتحان کردن چیزهای جدید اشتیاق بیشتری نشان می دهند. تعداد بازی های سنتی چندان زیاد نیست و برخی از آن ها نیاز به شرایط خاصی همچون فضای باز و بزرگ دارند اما بازی های رایانه ای از تنوع بسیار زیادی برخورداند و کودک میان ده ها و صدها بازی حق انتخاب دارند. طبیعی است که در این شرایط کودک آن ها را به بازی های قدیم ترجیح بدهد.

 

به این ترتیب باید گفت اینکه کودکان و نوجوانان بازی های رایانه ای را بیشتر می پسندند مسئله ای است که ریشه در ذهنیت ها و روحیات آن ها دارد و نباید ملامتشان کرد بلکه باید آموزش های لازم را به آنان داد تا بتوانند خودشان را از آسیب های این بازی ها دور نگه دارند.

محمد حمله دار


لینک مطلب در سایت میگنا (دانش نامه روان شناسی):

yon.ir/bazira



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/27:: 7:40 عصر

http://s8.picofile.com/file/8292242876/high_0school_dropout.jpg

 

 

سه دلیل اصلی ترک تحصیل


ترک تحصیل معضلی است که خوشبختانه نسبت به گذشته کاهش یافته اما هنوز به طور کامل ریشه کن نشده و همچنان شاهد آمارهای ترک تحصیل به ویژه در روستاها و شهرهای محروم هستیم. این پدیده دلایلی دارد که غالبا قابل حل هستند اما به علت سهل انگاری مسئولان در فرهنگ سازی و همچنین پایین بودن سطح فرهنگ برخی از خانواده ها شاهد ترک تحصیل دانش آموزانی می شویم که اگر در مدرسه می ماندند چشم انداز روشنی در پیش رویشان بود. در ادامه سه دلیل اصلی این پدیده را با هم بررسی می کنیم:

 فقر اقتصادی

 بسیاری از کودکان کار دانش آموزان بازمانده از تحصیل هستند. خانواده های این کودکان به دلیل فقر شدید اقتصادی ترجیح می دهند فرزندان خردسالشان به جای مدرسه رفتن کار کنند تا هم از هزینه های تحصیلشان خلاص شوند هم درآمدی برای خانواده جور کنند. این مسئله فقط مربوط به روستاها یا شهرهای محروم نیست بلکه حتی در شهرهای بزرگی مثل تهران نیز دیده می شود.

فقر فرهنگی

 برخی از خانواده هایی که به فرزندانشان اجازه تحصیل نمی دهند از لحاظ اقتصادی فقیر به شمار نمی روند اما دچار فقر فرهنگی عمیقی هستند. این مسئله در روستاها بیشتر به چشم می آید به عنوان مثال والدینی که خودشان بی سواد هستند می گویند فرزندمان درس بخواند که چه بشود. یا متاسفانه برخی از خانواده ها به دخترانشان اجازه تحصیل نمی دهند طوری که به گفته ی برخی از معلمان مناطق محروم بعضی از خانواده های روستایی اجازه می دهند دخترشان تا پایان مقطع ابتدایی درس بخواند و سپس باید تحصیل را رها کند و به این ترتیب بسیاری از دختران به رغم داشتن استعداد درخشان از ادامه تحصیلات باز می مانند.

 ضعف درسی

 یکی از دلایل شایع ترک تحصیل ضعف درسی است. برخی از دانش آموزان به دلیل مردود شدن ها و تجدید شدن های پی در پی و سالانه به این نتیجه می رسند که باید درس را رها کنند. مسئولان مدرسه و خانواده های این ها هم معمولا چندان مخالفتی نمی کنند و اجازه ترک تحصیل را به آنها می دهند. مسئولان و مشاوران مدرسه باید توجه جدی به این دسته از دانش آموزان داشته باشند و برای حل مشکل ضعف درس شان چاره ای بیندیشند. اگر هم واقعا راهی به جز ترک تحصیل پیش رویشان نبود خانواده هایشان باید آنها را وارد کارهای فنی یا هنری کنند تا فرزندشان تبدیل به یک آدم بیکار و بی مهارت نشود و به مشاغل سطح پایین با آینده ای نامعلوم مشغول نشود.

 

 در مجموع باید تاکید کرد که کمتر پیش می آید که مسئله تحصیل و مدرسه رفتن به شکل یک گره ی کور در زندگی کودک یا نوجوان در بیاید و معمولا هر مشکلی که پیش بیاید با همکاری خانواده و مسئولان مدرسه قابل حل است بنابراین باید جلوی این پدیده غم انگیز را به ویژه در دوره های ابتدایی و راهنمایی گرفت.

محمد حمله دار 



ارسال شده توسط محمد حمله دار در 96/1/24:: 6:53 عصر

http://s9.picofile.com/file/8291972876/138351_138616.jpg

 

چگونه وابستگی کودک به تلویزیون را کاهش دهیم؟

 

در سال های پیش سهم کودک از تلویزیون محدود به یکی دو شبکه و تعداد کمی برنامه و کارتون بود با این حال در آن زمان هم برخی از والدین از وابستگی بیش از حد فرزندشان به تلویزیون شکایت داشتند. حالا اوضاع فرق کرده و سهم کودکان از جعبه جادویی به مراتب بیشتر شده است. اکنون کودک ده ها شبکه ی تلویزیونی و ماهواره ای در اختیار دارد که شبانه روز برایش انیمیشن های جذاب پخش می کنند بنابراین وابستگی کودک امروزی به تلویزیون چندین برابر کودکان دیروز است. حال می خواهیم ببینیم که چگونه می شود این وابستگی آسیب زننده را کاهش داد و به جایش کودک را به کار های مفید مشغول کنیم:

 کتاب کتاب کتاب

بهترین و مفید ترین جایگزینی که می توان برای تلویزیون در نظر گرفت کتاب است. برخی از کتاب ها به مراتب جذاب تر از برنامه های تلویزیون هستند و اگر کودک یا نوجوان با آن ها انس گرفت قطعا به مطالعه عادت خواهد کرد و به راحتی تلویزیون را رها می کند مانوس کردن فرزند با کتاب ترفندهای گوناگونی دارد که خود تلویزیون یکی از آن هاست. بسیاری از رمان های جذاب جهان تبدیل به فیلم و انیمیشن شده اند. والدین می توانند این فیلم ها را در اختیار فرزند قرار دهند سپس او را به خواندن رمان اصلی همان فیلم دعوت کنند.

  بازی های فکری

 مفید ترین بازی ها بازی هایی هستند که فکر کودک را به کار می اندازند کودکی که مزه شیرین این بازی ها را بچشد کمتر به سراغ تلویزیون خواهد رفت اگر والدین برای فرزندشان از همان سنین کم چنین بازی هایی بخرند باعث خواهند شد که کودک هیچ وقت به تلویزیون وابسته نشود. در این زمینه نیز می توان از خود تلویزیون کمک گرفت چون برخی از انیمیشن ها با محوریت یک بازی فکری ساخته شده اند.

بیرون رفتن

سعی کنید بیشتر بیرون بروید و مخصوصا روزهای تعطیل را در خانه سپری نکنید. انس با طبیعت و استفاده از فضاهای تفریحی ورزشی جایگزین بسیار مناسبی برای تلویزیون هستند این امر جدا از کاهش دادن وابستگی کودک به تلویزیون باعث تحرک و شادابی او نیز می شود و این دقیقا برخلاف تاثیرات منفی تلویزیون یعنی یک جا نشستن و تنبلی است.

 مدیریت زمان روشن بودن تلویزیون

تلویزیون نباید به صورت شبانه روزی روشن باشد. قطعا در برخی از موقعیت ها حتما باید آن را خاموش کنید. مثلا وقتی با فرزندتان تنها هستید سعی کنید با او صحبت کنید یا به یک کار مشترک بپردازید تا هم صمیمیتتان با او بیشر شود هم او را از آفت های تلویزیون نجات داده باشید یا مثلا در مهمانی ها هرگز نباید تلویزیون را روشن کرد چون با این کار عملا مهمانی به هم می خورد و توجه همه به سوی برنامه در حال پخش خواهد رفت.

 

 در پایان باید گفت که وابستگی فرزندتان به تلویزیون را جدی بگیرید. تلویزیون دیدن های بیش از حد و بی هدف چیزی جز تلف کردن عمر در پی ندارد لذا سعی کنید بدون خشونت و با روش های اصولی برای کاهش اعتیاد فرزند به برنامه های تلویزیونی تلاش کنید.

محمد حمله دار 



<      1   2   3   4   5   >>   >